{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از مار و عقرب نمیترسم,

من از مار و عقرب نمیترسم,
ولی از نیش میترسم
از ان گرگی که میپوشه لباس میش میترسم
از ان جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم
ولی از اختلاف مغزو دل با ریش میترسم
کلام اخر این شعر یک جمله ست و دیگر هیچ
که هم از نیشو میشو ریش,
و هم از (خویش) میترسم!!!
دیدگاه ها (۳)

ادمهای کنارم مثل جمعه میمانند,معلوم نمیکنند (فرد) هستند یا(ز...

الهی من نه انم که ز فیض نگهت چشم بپوشمنه تو انی که گداهی را ...

گرچه عاشقی پر شور بودیم/به خود نزدیک و از هم دوربودیم/شب و ر...

خاطرات یک دختر دانشجو:اوایل ترم بود,صبح که بلند شدم از خواب ...

من از عقرب نميترسم ولي از نيش مي ترسم،از آن گرگي که ميپوشد ل...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می پوش...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم/ از آن گرگی که می پوش...

من ازعقرب نمیترسم .ولی از نیش میترسم.از ان گرگی که می پوشد ل...

من از عقرب نمیترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشدلب...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم ...

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسماز آن گرگی که می پوشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط