بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم
بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهء بسیار خودم
بیتو بیتابی هر خاطره ات یادم داد
تك و تنها بشوم، شانه و غم خوار خودم
لعنتی داغ ندیدی كه بفهمی یک عمر
می روم سرزده گهگاه به دیدار خودم
فصل تنهایی من سبز كه شد فهمیدم
آنقدر مرگ عزیز است كه یكبار، خودم...
ارس آرامی
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم
بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهء بسیار خودم
بیتو بیتابی هر خاطره ات یادم داد
تك و تنها بشوم، شانه و غم خوار خودم
لعنتی داغ ندیدی كه بفهمی یک عمر
می روم سرزده گهگاه به دیدار خودم
فصل تنهایی من سبز كه شد فهمیدم
آنقدر مرگ عزیز است كه یكبار، خودم...
ارس آرامی
- ۱.۱k
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط