{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم

بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهء بسیار خودم

بی‌تو بی‌تابی هر خاطره ات یادم داد
تك و تنها بشوم، شانه و غم خوار خودم

لعنتی داغ ندیدی كه بفهمی یک عمر
می روم سرزده گهگاه به دیدار خودم

فصل تنهایی من سبز كه شد فهمیدم
آنقدر مرگ عزیز است كه یكبار، خودم...

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

دیشب که دگر بار به میخانه نشستمبا یادِ لبت توبه دیرین بشکستم...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

تیله ‌های بازیت در دست من جا مانده بودآمدم من تیله‌ های رنگی...

در چنته گر صد غزل ناب به سر باشدپیش شیرین سخنان دست به عصا ب...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط