I can be myself with him
I can be myself with him
Part¹⁸
رفتم پایین..پسرا هنوز نیومده بودن..میخواستم من صبحانه رو درست کنم
به خدمتکارا گفتم و اونا با کله قبول کردن
تصمیم گرفتم رولت تختم مرغ و سبزیجات اماده کنم
هشت تا تخممرغ،یکم عدد هویج،۲پیازچه،یک فلفل دلمه،نمک و ادویه
همرو روی کانتر گذاشتم و شروع کردم
بعد از ۳۰دقیقه اماده شد
روی میز چیندم..تعجب کردم که چرا تهیونگ نیومده پایین
به میزی که چیده بودم نگاه کردم..واقعا دستم درد نکنه!گل کاشتم
رفتم بالا..در اتاق تهیونگ رو زدم و وارد شدم
بالشت رو محکم بغل کرده بود و دستشو روی سرش گذاشته بود
اروم بوسه ای روی موهای ابریشمیش گذاشتم و بعد پیشونیش
کمی تکون خورد..روی چشماش رو بوسیدم..بازم بیدار نشد
بالشت رو از بین دستاش برداشتم..چشماش رو اروم باز کرد..انگار هنوز خوابش میومد:
+سلام..چه بویی میاد
یکم از موهاشو که جلوی چشمش بود رو کنار زدم
-صبحانه درست کردم..میای بریم؟پسرا پایینان
+اوهوم
دستشو گرفتم و بلندش کردم..باهم رفتیم پایین
پسرا حتی صبر نکردن ما بیایم..تا مارو دیدن دست از غذا خوردن برداشتن
چند ثانیه همدیگه رو نگاه میکردیم
یونگی:خب بخورید دیگه
جونگکوک:شماها چرا باهم اومدید پایین
-رفتم بیدارش کنم
و بدون توجه به ادامه ی حرفش،منم از دستپخت خودم،نوش جان کردم
کمی بعد،ظرف هارو با جونگکوک جمع کردیم و به خدمتکارا گفتیم که بشورن
قبل از اینکه از اشپزخونه بریم بیرون،جونگکوک بهم گفت:
جونگکوک:نیلسو..مواظب تهیونگ باش
-من؟اون که خیلی از من قوی تره..چی میگی؟(پوزخند)
جونگکوک:درسته..اما نه درمقابل کسی که دوسش داره
و رفت..هرچی صداش میکردم جواب نمیداد..یعنی چی؟اوفففف
رفتم پیش تهیونگ
-تهیونگ..کجا دوش بگیرم؟
+امممم..بیا اینجا
همراهش رفتم..به یه در اشاره کرد..از تشکر کردم
+برات حوله میارم..لباس فرمت رو هم اوردم
-مرسی..لوازم روتینم چی؟ارایشیم چی؟
+خدمتکارا برات اوردن
تشکری کردم..وارد شدم
دوش گرفتم و اومدم بیرون..حولهام رو برداشتم و پوشیدم
رفتم توی اتاق تهیونگ..لباسامو پوشیدم و روتینم رو انجام دادم
یه رژ که توی کیفم بود رو در اوردم و زدم
لباسمو مرتب کردم و کیفمو برداشتم
تهیونگ صدام زد تا...
*ادامه دارد...
[استایل دوم:رژ نیلسو]
Part¹⁸
رفتم پایین..پسرا هنوز نیومده بودن..میخواستم من صبحانه رو درست کنم
به خدمتکارا گفتم و اونا با کله قبول کردن
تصمیم گرفتم رولت تختم مرغ و سبزیجات اماده کنم
هشت تا تخممرغ،یکم عدد هویج،۲پیازچه،یک فلفل دلمه،نمک و ادویه
همرو روی کانتر گذاشتم و شروع کردم
بعد از ۳۰دقیقه اماده شد
روی میز چیندم..تعجب کردم که چرا تهیونگ نیومده پایین
به میزی که چیده بودم نگاه کردم..واقعا دستم درد نکنه!گل کاشتم
رفتم بالا..در اتاق تهیونگ رو زدم و وارد شدم
بالشت رو محکم بغل کرده بود و دستشو روی سرش گذاشته بود
اروم بوسه ای روی موهای ابریشمیش گذاشتم و بعد پیشونیش
کمی تکون خورد..روی چشماش رو بوسیدم..بازم بیدار نشد
بالشت رو از بین دستاش برداشتم..چشماش رو اروم باز کرد..انگار هنوز خوابش میومد:
+سلام..چه بویی میاد
یکم از موهاشو که جلوی چشمش بود رو کنار زدم
-صبحانه درست کردم..میای بریم؟پسرا پایینان
+اوهوم
دستشو گرفتم و بلندش کردم..باهم رفتیم پایین
پسرا حتی صبر نکردن ما بیایم..تا مارو دیدن دست از غذا خوردن برداشتن
چند ثانیه همدیگه رو نگاه میکردیم
یونگی:خب بخورید دیگه
جونگکوک:شماها چرا باهم اومدید پایین
-رفتم بیدارش کنم
و بدون توجه به ادامه ی حرفش،منم از دستپخت خودم،نوش جان کردم
کمی بعد،ظرف هارو با جونگکوک جمع کردیم و به خدمتکارا گفتیم که بشورن
قبل از اینکه از اشپزخونه بریم بیرون،جونگکوک بهم گفت:
جونگکوک:نیلسو..مواظب تهیونگ باش
-من؟اون که خیلی از من قوی تره..چی میگی؟(پوزخند)
جونگکوک:درسته..اما نه درمقابل کسی که دوسش داره
و رفت..هرچی صداش میکردم جواب نمیداد..یعنی چی؟اوفففف
رفتم پیش تهیونگ
-تهیونگ..کجا دوش بگیرم؟
+امممم..بیا اینجا
همراهش رفتم..به یه در اشاره کرد..از تشکر کردم
+برات حوله میارم..لباس فرمت رو هم اوردم
-مرسی..لوازم روتینم چی؟ارایشیم چی؟
+خدمتکارا برات اوردن
تشکری کردم..وارد شدم
دوش گرفتم و اومدم بیرون..حولهام رو برداشتم و پوشیدم
رفتم توی اتاق تهیونگ..لباسامو پوشیدم و روتینم رو انجام دادم
یه رژ که توی کیفم بود رو در اوردم و زدم
لباسمو مرتب کردم و کیفمو برداشتم
تهیونگ صدام زد تا...
*ادامه دارد...
[استایل دوم:رژ نیلسو]
- ۴۱۶
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط