{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I can be myself with him

I can be myself with him
Part¹⁷

[ویو نیلسو]
با نور آفتاب که مستقیم به چشمای قشنگ و نازم میخورد از خواب عالیم بیدار شدم..چشمام رو اروم باز کردم که دیدم پاهام روی شکم تهیونگه و سر تهیونگ هم پایین تخت بود
چشمام از دیدن این صحنه ۱۸۰درجه باز شد..اولش تعجب کردم ولی بعد به خودم اومدم و از شانس بدم،همون لحظه تهیونگ با کله افتاد پایین تخت و از خواب پرید
با صدای ارومی گفت:

+اخخخ

منم که این رو دیده بودم زدم زیر خنده..داشتم بهش میخندیدم که سر شو بلند کرد و قیافه شو دیدم
موهاش بهم ریخته بود..با دستش پشت سرش رو مالش میداد و با قیافه ای پوکر نگاهم میکرد چشماش داشت میگفت:" به چی میخندی بچه؟"
منم که کنترل خنده هام دست خودم نبود بلند تر خندیدم..هر کاری کردم نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم..واقعا قیافش دیدنی بود!
مطمئنم اگه بقیه هم میدیدن از من بدتر میخندیدن
داشتم میخندیدم و روی تخت تلو تلو می‌خوردم که تهیونگ بلند شد و اومد روی تخت و شروع کرد به قلقلک دادنم:

+به من میخندی؟ ها؟ یه کاری باهات کنم که از خنده بمیری
-تروخدا..اخخخ.تروخدا ولم..کن..غلط..کردم(لکنت*)
+ههه..ولت کنم؟ کور خوندی!به من میخندی؟
-تهیونگ..غلط..کردم..ولم..کن..جونِ..من(بازم لکنت)
+نچ نچ....انقد قلقلکت میدم تا بیهوشی

کمی گذشت..دلم یکم درد گرفته بود..دستمو روی دلم گذاشتم و سعی کردم صدایی از خودم در نیارم..تهیونگ هم متوجه این شده بود و با نگرانی که سعی میکرد نشون نده گفت:

+نیلسو..حالت خوبه؟؟ خانم جانگ نیلسووو!
-چته؟تلافی کردنت تموم شد؟
+ها؟الان خانم کوچولو عصبیه؟
-بله..و اگر کارت تموم شد‌ میشه بری کنار؟میخوام برم چیزی کوفت..یعنی بخورم
+باشه ببخشید..بیا برو

ازم دور شد و روی تخت دراز کشید
منم بلافاصله از تخت بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم
بعد از انجام کارهای لازم،رفتم پایین

*ادامه دارد...
بجه ها اینو با همکاری https://wisgoon.com/jeon_giso نوشتم:))))
نظرتون رو حتما بهم بگید...
دیدگاه ها (۱۱)

I can be myself with himPart¹⁶[ویو نیلسو]سوار ماشین شدم..تهی...

یه حرفمون نشه؟اینجا هرچییییی خواستی بگوووو

I can be myself with himPart²همون موقع یه نفر از پشت موهام ر...

pert= 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط