{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Knife Dead)

(Knife Dead)
Part 19

جونکوک لیوانی تو دستش را سمته میز جلو ات گذاشت و آن لیوان دیگی را در دست راست خودش گرفت و به مبل پشت اش تکیه داد
جونکوک: بخور
دخترک چجوری می‌خورد اگر توش دارو خواب آور ریخته بود جی اگه فقد برای یک شب بودن باهاش دعوتش کرده بود چی
جونکوک با صدا خودش افکارش را پس زد گفت
جونکوک: بیخیال خانمی من قصدم این نیست که الان بهش فکر میکنی من چرا باید دارو خواب آور برزین تو شرابت؟؟؟؟؟
دخترک بخاطر حدث فقلاده سریه و بیست. شبیه غیب گفتن می‌شد در کمال تعجب قرار گرفته بود
ات: نع چرا باید همچین فکری کرده باشم ...
جونکوک: این تو بودی که به دست راستم نگاه میکردی که حلقه دستم هست یا نه
ات: چه نه آقای محترم اشتباه فهمیدین
جونکوک با خنده منحرفی گفت
جونکوک: پس دلیله این همه استرس چیه
دخترک زود گفت ... ات.: کی گفته من استرس ندارم اونی که اینجا استرس داره شما هستین نه من چون در مقابل من هیچ کس نمیتونه صبور باشه
جونکوک از اعتماد به نفس دخترک متعجب و شوکه خنده ای کرد و کمی از شراب قرمز رنگ را نوشید طعم تورش اش تو دهانش چرخید
جونکوک: این تویی که نمیتونی در مقابل صبور باشی دختر جون
دخترک خنده پسر کوش نصیبش کرد و از رو مبل بلند شد گفت
ات: اگه گفتی آدما با چی زیاد مست میشن؟
جونکوک زود گفت
جونکوک: شراب یا الکل
دخترک با کنایه گفت..... ات : اشتباه آقای محترم ...
سمته جونکوک رفت و جلوش ایستاد خم شد تو صورت پسره و با فاصله کم گفت...... ات: دخترا رو پسرا .... پسرا رو دخترا مست می‌کنند....
جونکوک برای دیدن اینکه آن دختر تا چه حدی باهوش و زیرک یا حتی فهمیدن اینکه قصد آن دختر چیه گفت ... جونکوک: نع خیرم اشتباه... اگه مست کننده پسرا دخترا هستن امتحان کن ببینم
ات : اوکی تو به هیچ عنوان هق دست زدن به من رو نداری .. البته اگه میخواهی بهت یاد بدم
جونکوک نیشخندی زد و گفت... جونکوک: چشم خانمی منتظرم
دخترک لیوان تو دست جونکوک را از دستش گرفت و رو میز گذاشت بخ راحتی دامن بزرگ و مزاحم اش را بلند کزد و ساف رو رون پاهای پسره نشست و تو چشم های گردش خیره شد
ات: تا ده میشمارم اگه تونستی در مقابلم صبور باشی قول میدم معذرت خواهی کنم و حرف تو رو واقعیت قبول میکنم اگه صبرو نباشی کله شب رو برات هیجانی بدم تا امر داری هیچ دختری نداده باشه
جونکوک لبخندی زد و گفت
جونکوک: حتما قبوله...
دخترک فقد تو چشم هایش خیره شد و گفت ..
دیدگاه ها (۶۵)

(Knife Dead)Part 20 ات : ...... یک به آرامی کمی رو پاهای پسر...

(Knife Dead)Part 18جونکوک: جای خلوت.... نمیدونم شما دوست دار...

Part 17به سمته صدا چرخید و پسر مرموز و جذاب را دید از آن موه...

سه پارتی✨سونوگرافی... صبح...هوای شهر خنک و دلپذیر بود.یک زوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط