(Knife Dead)
(Knife Dead)
Part 20
ات : ...... یک
به آرامی کمی رو پاهای پسره تکون خورد تا تحریک کردنش راحت تر باشه
ات : ........ دو
لباشرا به ارامی رو گونه های داغ پسره گذاشت و بوسی روش کاشت
ات : ..... .. سه
آروم دکمه های پیراهنش را باز کرد و دستی به بدن داغش کشید و بوسی رو گلو جونکوک گذاشت پسرک آب دهنش را در شماره سه قورت داد پس حتما باخته بود ....
ات: ....... چهار
باسنش را بیشتر به کمربند جونکوک نزدیک کرد
ات : ....... پنچ
یک پاش رو سمته کمر پسره برد تا خودش را بیشتر بهش فشار بده و همچنان لباش رو خط فک جونکوک کشید ... همان دیقه تپشزیر پاهایش را حسکرد اون دخترش به این حس داشت محکم میشد....
ات : ...... شیش
هنوزم آهسته نشسته بود و بودن هیچ حرکتی با چشم های گردش چشم دوخته به دخترک بوو ..... ات آن یکی پاش را هم بالا مبل برده و دوره کمر جونکوک حلقه کرد سمته گونه چپ اش رفت و گفت....
ات: ...... هفت
دستش رو سمته دکمه های نیم باز برد و تک تک بازشون کرد و گفت
ات : ..... هشت
جونکوک دیگر از شدت داغ بودن بدنش و حس کردن تن دخترک چسپیده به تنش داشت دیونه اش میکرد ولی از طرفینمیخواست این بازیرو ببازه
ات : .... نه
پیراهنش را از تو تنش بیرون کشید و کنار مبل انداخت ولی این بار دست هایش را دور گردنش حلقه کرد و گفت.... ات : دیگه دارم ناامید میشم
سرش را پایین برد و بوسی کوتاه رو بالا سینه اش گذاشت ولی این بار با ناامیدی تو چشم های جونکوک خیره شد
ات: ...... د
کلمه ده گفته نشد و جونکوک محکم هجوم برد سمته لب های پفکی و قرمز از رژلبش
دست هایش را محکم دوره کمر باریک اش حلقه کرد و اون دخترک را بیشتر به خودش نزدیک کرد
آن دختر خودش به همچین لحظه ای فکرکرده بود و به یکی از آروز های کوچیک اش رسید اون هم کم نمیآورد دست هایش را محکم دوره گردن پسرک حلقه کرد و تا حدی محکم لب هایش را میخورد.... جونکوک میدانست که آن دخترک خیلی بیشتر از چیزی بهش گرده خورده بود پسزود از رو مبلبلند شد و دخترک رو میز جلو گذاشت ... محکم شانه هاش را گرفت و از خودش دورش کرد ...
چی شد ،؟؟؟ ات با کلی سوال لب گنده بهش خیره شد جونکوک نگذاشت حتی نفس تازه کنند هولش داد رو میز تا حدی که دراز بکشه محکم شروع به خوردن لب هایش کرد .... ات باز هم تحریک شدنش آماده گرفت و دست هایشرو دوره گردن جونکوک حلقه کرد و او را به خودش نزدیک کرد مکیدن پایین لب براش هیچی نبود چون جونکوک اولین بار نبود که دختری حال زیرش لب جون میده ولی .... آن دختر پرو و منحرف اولین بوسه اشرا داشت تجربه میکرد ..... کم کم دستی رو رون پاش حس کرد .. باعث مور مور بدنش شد و ناخودآگاه حرف خاله اش به یاد آورد دست هایش رو سینه های پسره گذاشت و به شدت از خودش دورش کرد ... کمی نفش گرفته و زود گفت ...
Part 20
ات : ...... یک
به آرامی کمی رو پاهای پسره تکون خورد تا تحریک کردنش راحت تر باشه
ات : ........ دو
لباشرا به ارامی رو گونه های داغ پسره گذاشت و بوسی روش کاشت
ات : ..... .. سه
آروم دکمه های پیراهنش را باز کرد و دستی به بدن داغش کشید و بوسی رو گلو جونکوک گذاشت پسرک آب دهنش را در شماره سه قورت داد پس حتما باخته بود ....
ات: ....... چهار
باسنش را بیشتر به کمربند جونکوک نزدیک کرد
ات : ....... پنچ
یک پاش رو سمته کمر پسره برد تا خودش را بیشتر بهش فشار بده و همچنان لباش رو خط فک جونکوک کشید ... همان دیقه تپشزیر پاهایش را حسکرد اون دخترش به این حس داشت محکم میشد....
ات : ...... شیش
هنوزم آهسته نشسته بود و بودن هیچ حرکتی با چشم های گردش چشم دوخته به دخترک بوو ..... ات آن یکی پاش را هم بالا مبل برده و دوره کمر جونکوک حلقه کرد سمته گونه چپ اش رفت و گفت....
ات: ...... هفت
دستش رو سمته دکمه های نیم باز برد و تک تک بازشون کرد و گفت
ات : ..... هشت
جونکوک دیگر از شدت داغ بودن بدنش و حس کردن تن دخترک چسپیده به تنش داشت دیونه اش میکرد ولی از طرفینمیخواست این بازیرو ببازه
ات : .... نه
پیراهنش را از تو تنش بیرون کشید و کنار مبل انداخت ولی این بار دست هایش را دور گردنش حلقه کرد و گفت.... ات : دیگه دارم ناامید میشم
سرش را پایین برد و بوسی کوتاه رو بالا سینه اش گذاشت ولی این بار با ناامیدی تو چشم های جونکوک خیره شد
ات: ...... د
کلمه ده گفته نشد و جونکوک محکم هجوم برد سمته لب های پفکی و قرمز از رژلبش
دست هایش را محکم دوره کمر باریک اش حلقه کرد و اون دخترک را بیشتر به خودش نزدیک کرد
آن دختر خودش به همچین لحظه ای فکرکرده بود و به یکی از آروز های کوچیک اش رسید اون هم کم نمیآورد دست هایش را محکم دوره گردن پسرک حلقه کرد و تا حدی محکم لب هایش را میخورد.... جونکوک میدانست که آن دخترک خیلی بیشتر از چیزی بهش گرده خورده بود پسزود از رو مبلبلند شد و دخترک رو میز جلو گذاشت ... محکم شانه هاش را گرفت و از خودش دورش کرد ...
چی شد ،؟؟؟ ات با کلی سوال لب گنده بهش خیره شد جونکوک نگذاشت حتی نفس تازه کنند هولش داد رو میز تا حدی که دراز بکشه محکم شروع به خوردن لب هایش کرد .... ات باز هم تحریک شدنش آماده گرفت و دست هایشرو دوره گردن جونکوک حلقه کرد و او را به خودش نزدیک کرد مکیدن پایین لب براش هیچی نبود چون جونکوک اولین بار نبود که دختری حال زیرش لب جون میده ولی .... آن دختر پرو و منحرف اولین بوسه اشرا داشت تجربه میکرد ..... کم کم دستی رو رون پاش حس کرد .. باعث مور مور بدنش شد و ناخودآگاه حرف خاله اش به یاد آورد دست هایش رو سینه های پسره گذاشت و به شدت از خودش دورش کرد ... کمی نفش گرفته و زود گفت ...
- ۲۲.۶k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط