ame My perennial love

ame: My perennial love
Part: ③

اسلاید دوم لباس ات
اسلاید سوم کفش ات
اسلاید چهارم کاور گوشی ات اون سامسونگه هست
اسلتید پنجم یونیفرم دخترانه
اسلاید آخر یونیفرم پسرانه

ویو میونگ
تهیونگ امسال میشد ⓪② سالش و بخاطر همین ¹⁹ سالش بود و داخل مدرسه من بود رفتم داخل اتاقم در اتاقم رو بستم و رفتم داخل کلوزت لباسم رو گزاشتم و لباسم رو عوض کردم اومد روی تختم دراز کشیدم و خوابیدم

آجوما: خانم میونگ... خانم میونگ.. میونگ دخترم
☆هوم.. بله چیشده
آجوما. وقت شامه بیدار شید
☆باشه تو برو منم میام
آجوما: فقط اینکه مادر بزرگ و پدر بزرگ و عمه و دختر عمه تون.... الان میان خونتون
☆چیییی(تعجب)... باشه باشه الان میام
آجوما: جیزی خواستید درخدمتم
☆ممنون

ویو میونگ
رفتم داخل کلوزت یه لباس با یه کفش انتخواب کردم گوشیم رو برداشتم یک کاور انداختم روش رفتم نشستم روی میز لوازم آرایشیم میکاپ همیشه گیم رو انجام دادم یه عطر زدم مو هامو حالت دادم و رفتم پایین داشتم از پله ها پایین میرفتم که نگاه مامان.. بابا.. تهیونگ روم بود به پله آخر که رسیدم در زنگ خورد آجوما درو باز کرد که اومدن داخل بعد کلی احوال پرسی رفتیم سمت میز و شروع به خوردن کردیم

علامت دختر عمش•
علامت عمش✓
علامت شوهر عمش*
علامت پسر عمش £
علامت پدر بزرگ٪
علامت مادر بزرگ¥

✓میونگ مثل فرشته میدرخشی
☆نظر لطفتونه
*راست میگه امشب خوشگل شدی
~میونگ همیشه خوشگل بوده و هست(جدی)
£با نظر تهیونگ موافقم
☆ممونم ولی شما ها از من خوشگل تر شدید(با لبخند فیک)
٪ میونگ نمیخوای ازدواج کنی(سرد)
=پدر میونگ هنوز بچه هست لطفا در این مورد صحبت نکنیم(جدی و سرد)
¥دخترم خیلی بزرگ شدی خیلی وقت بود ندیده بودمت(با لبخند)
☆بله همین طوره

بعد شام مه رفتن روی مبل نشستن
دارن حرف میزنن

ویو میونگ
کنار شوگا(پسر عمش) نشسته بودم خیلی به پا هام نگاه میکرد و منم خجالت میکشیدم دختر عمم هم هی به تهیونگ میچسبید هرzه ای بود یه پا برای خودش
خیلی حوصلم سر رفته بود به بجه ها گفتم بریم داخل حیاط بازی کنیم که موافقت کردن

☆بازی جرعت حقیقت کی پایست؟
~•£موافقیم

اولین دست روبه میونگ و شوگا بود که........

£جرعت یا حقیقت؟
☆اومممممم... حقیقت
£داخل این جمع کی رو دوست داری
☆دادشم
~(نیشخند)
£پس من چی نامرد
☆تو زیاد باهام صمیمی نیستی خیلی سرد رفتار میکنی
£اگه باشم چی
☆شاید اون موقع دوست داشته باشم البته به عنوان برادر

چند دور بازی کردن که همه خسته شدن و رفتن داخل بعد چند مین همه رفتن خونه هاشون

ویو میونگ
داشتم داخل راه رو سرد و تاریک میرفتم تا به اتاقم برسم که دستی دستم رو گرفت و برد سمت یک اتاق برق رو روشن کرد که با دیدن شخص.......

ادامه دارد
هر روز 3 پارت میزارم
دیدگاه ها (۶)

ساوینا✨لایک بالا یادت نره قشنگم🎀

قلب بالا یادت نره قشنگم👆🏻💗

قلب بالا یادت نره👆🏻💗

اسم: عشق چندین ساله منPart②☆من میرم سریع بیا~باشهویو میونگرف...

گل وحشی منپارت ۶ ویو اتخیلی واقعا درد داشتم که تهیونگ از اتا...

پارت ۳ ویو اتبلند شدم و رفتم سر کارم که یه درد بدی توی دلم پ...

اسم فیک نفرین شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط