{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

We

We
Part 5

جورج: خوش باش میبینمت
مایا: داشتم میرفتم برم آشپرخونه تا یک چیزی بخورم دیدم نیک اونجاس و سرش تو یخچاله* کارت تموم شد؟
نیک: چطور؟
مایا: منم میخوام چیزی بردارم رفت کنار منم دیدم یک شیرتوت فرنگی دیذم میخواستم برش دارم که نیک با صدای بلند گفت
نیک: اون مال منه
مایا: *احساس غریبگی کردم* پس میتونم شیر کاکائو رو بردارم؟! *شیر کاکائو رو برداشت و گفت تو توت فرنگی رو بردار
مایا: ممنون *یهو با صدای پارسی پریدم* اوو
نیک: میترسی ؟ *نیشخند*
مایا: نه ولی نمیدونستم سگم دارین؟ *یهو عصبانی شد و گفت
نیک: اون سگ نیس اسم داره اسمشم جکه *دیدم سگه داره نزدیکم میشد و نیک ازم دور شد* نیک؟!
نیک: جک ولش کن! باهام بیا
*رفتم حیاط و تیشرتم رو در اوردم و انداختم گوشه حیاط و خودم رو پرت کردم*
مایا: ببخشید که ناراحتت کردم
نیک: تقصیر تو نیست..من اصلا از تو ناراحت نیستم
مایا: بعد از بحث کردن با من یهو با اخم راهتو میکشی میری
میگی از تو ناراحت نیستم؟! خب معلومه که مشکلی هست
نیک: نه نیست فقط تنهام بزار *با عصبانیت بلند شد رفت* من از تو عصبانی نیستممم واا دختره مشکل داره فقط یکم واسه مسابقه شب استرسی هستم قراره اونا رو بپیچونم و برم مسابقه ولی بابا گیر داده که مراقبش باشم
من فقط میخوام برای چند دقیقه هم که شده تنها باشم اگه مسابقه رو ببازم باید جک رو به اونا بدم و منم نمیخوام این اتفاق بیوفته بخاطر همین وقتی گفت سگ ناراحت شدم
دیدگاه ها (۰)

wePart 6*یک چهل و پنج دقیقه بعد*از دوش که برگشتم برای اولین ...

wePart 7مایا: * از صدای بلند خوشم نمی اومد و واسم تراموا شده...

wePart 4*مادرید*مایاوقتی چشمامو باز کردم نیک جلوی یک خونه بز...

WePart 3سالی: *چقدر جذابههه..اصلا خودش به کنار ماشینش چقدر ج...

we part 8*رستوران*مایاهمچی نرمال بود همونطور که سفارش هارو‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط