{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن گریه های روز و شبش فرق می کند

زن گریه های روز و شبش فرق می کند
سردرد های بی سببش فرق می کند
گرچه اسیر کشمش سیب و گندم است
اما برای عشق، تبش فرق می کند
می خندد و به رویت نمی آورد ولی
لبخند عشوه و غضبش فرق می کند
زن نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت
هر لحظه طعم سرخ لبش فرق می کند
روز از سر غرور و شب از درد عاشقی
زن گریه های روز و شبش فرق می کند
دیدگاه ها (۸)

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه ی روی تو هستم آب ...

قلبت را آرام کن..یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت های...

بوم را بردار و من را آدمی دیگر بکشچهره ام را لطف کن یک ذره ز...

میان پرواز تا پرتاب...تفاوت از زمین تا آسمان استپرواز که کنی...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱آسمانِ شهر در غروب، ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

زن گریه های روز و شبش فرق می کندسر دردهای بی سببش فرق می کند...

قسم به روزِ فراق و قسم به تیره شبشقسم به عاشق و جانی که می‌ر...

شبیه خنده ی تلخ رقیب ها شده ایمبه جای سیب، اسیر دو سیب ها شد...

دل بستم و عشق است همین تاب و تبش راهم درد از او دیده ام و هم...

برادرم تو معنی زن را نمیدانی...زنها بد نیستند!!!زن باید زیبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط