{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

/ 3 تفنگدار //

/ 3 تفنگدار //
پارت 5

مین جون : دست خواهرمو ول‌ کن لعنـ...
باز هم جونگکوک محکم با لگد زد به پشت مین جون تا حدی که رو همان گونه بر روی زمین برخورد کنند
جونگکوک: آروم حیوان ...
راننده محکم بازو های دخترک را رها کرد تا حدی که بر روی زمین برخورد کنند و در را بست
جونگکوک به سمته مبل رفت سپس همراهش جیمین هم کنارش نشست حالا هر 3 تفنگدار کنار هم روی مبل نشسته بود در حالی که آن دو خواهر و برادر جلو اونا سر خم کرده بودن ... جیمین جلو تر قدمی شد ..
جیمین : پس خواهر ته .. آره
مین جون با سختی گفت...
مین جون : لعنتی خواهرم رو ول کن
جیمین : برای ما کاری نداره اینو بکشیم مگه نه
تهیونگ همراه با جیمین هم نظر پاسخ داد
تهیونگ: معلومه که کاری نداره ولی اول باید پول رو پیدا کنیم
دخترک نگاه های عصبی به آن 3 تفنگدار دوخت سپس دندون رو هم گذاشت و گفت ..
یوری : شما ها آدم نیستیدـ..
وو بین راننده بسیار خوب و فهمیده محکم دستش را روی دهن پر از حرف دخترک گذاشت سپس با احترام گفت
وو بین : ببخشید یه کمی زیادی زبونش تیزه
جونگکوک خنده ای سرداد سپس با پوزخند گفت ... جونگکوک: نه اشکالی نداره حتی زبون شاهین رو هم میشه کشید
مین جون : با خواهرم کاری نداشته باشید من به پول شما دست نزدم چرا باور نمی‌کنید
تهیونگ: با اخم غلیظی دستی تو موهایش برد سپس با خونسردی بیان کرد
تهیونگ: ولی‌ تو توی اون دوربینا بودی بازم میخواهی انکار کنی
مین جون : منم از هیچی خبر ندارم من مافیا رطبه خیلی پایینی هستم
جونگکوک سر قضیه را به چنگ گرفت و تکیه اش را از مبل گرفت سپس آرنج هایش را روی زانو هایش گذاشت ..
جونگکوک: یعنی هیچ نمیدونی کی‌بهت گفت بیایی اونجا
مین جون با تند نفس گفت
مین جون : باور کنید بهم پیام دادن گفتند بیام تو اون راه رو بعدشم هیچی اونجا نبود فقد کارخونه پر از دستمال کاغذی بودن .. به زمین خیره شد سپس باز هم گفت
مین جون : من فهمیدم یه جای کار میلنگه و زود زدم به چاک ولی فایده ای نداشتم چون شما منو گرفتید
جیمین : .. اگه گوشی تو ببینیم که پیام اومده شاید برات آجری پختم
مین جون : ..تو ماشینم گوشیم اونجاست
تهیونگ دستش را بلند کرد سپس با اشاره به وو بین فهماند تا گوشی مین جون را پیدا کنه .. وو بین بعد از خم کردن سرش از اتاق خارج شد حدود سه چفت چشم رو یوری دوخته شدن بلافاصله باز هم اتاق با صدا جونگکوک پر شد


دمتون درد نکنه دستتون گرم
حمایت فراموش نشه
دیدگاه ها (۱)

// 3 تفنگدار // پارت 6 جونگکوک: خب مین جون .. نمی‌خواهی خواه...

/ 3 تفنگدار// پارت 7 تهیونگ همراه با جونگکوک روی مبل نشست کن...

/ 3 تفنگدار // پارت 4جیمین خنده شیطونی سر داد سپس کتش را روی...

/ 3 تفنگدار// پارت 3اون سوک گوشه لبش را گزید سپس زود روی لب ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

پارت⁵که یهو خورد زمین و یوری دوباره گریش گرفت ، ات صورت یوری...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط