{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

/ 3 تفنگدار//

/ 3 تفنگدار//
پارت 7

تهیونگ همراه با جونگکوک روی مبل نشست کنار هم سپس تهیونگ محکم دست جونگکوک را هول داد سپس کتش را به شکل ای که تمیز میکرد دستی رویش کشید ... تهیونگ : هرچی تو بگی شاهین تیز
جیمین اخم کرده دست هایش را روی رون پاهایش گذاشت
جیمین : نمیشه حتما دست به فرار میزنه
تهیونگ سمته دخترک نگاه انداخت سپس اخم کرد لب زد
تهیونگ: خواهرش پیشه ما میمونه
مین جون با ترس اول به یوری نگاه کرد سپس به تهیونگ و با ترس گفت
مین جون : نه ... من فرار نمیکنم قول میدم خواهرم رو ول کنید
جیمین : حالم از این عشق خواهر برادری بهم میخوره
جونگکوک: هی کفتار حاضرم شرط ببندم که داری فوش به ما میدی
جیمین : چه بهتر
از روی مبل بلند شد سپس دست تو جیب گفت ..
جیمین : داداش ها آفرین نقشه خیلی خوبی بود
تهیونگ از روی مبل بلند شد و کنار جیمین ایستاد سپس دست رو شانه اش گذاشت و آن یکی را داخل جیب اش برد
تهیونگ: وو بین این خانم رو ببر تو ماشین ما
یوری با ترس به مین جون نگاه کرد سپس بدون تقلا کردن همراه وو بین هم قدم شد ولی مین جون با داد گفت
مین جون : باشه باشه .. ولی منم شرط دارم
وو بین ایستاد همراه با یوری سپس جونگکوک لب زد ..
جونگکوک: آفرین داره کم کم ازت خوشم میاد
تهیونگ: شرط ؟
مین جون : اگه بلای سر خواهرم بیادـ..
تهیونگ: اون مرد نیست که زورش رو زن و دختر بریزه ..
جیمین پوزخندی زد سپس گفت ... جیمین : دست من بود کاری نداشت ولی
جونگکوک: مسولیتش رو تهیونگه اگه هرچی شد دست تو ...
تهیونگ عصبی سمتش چشم دوخت ولی حالا هیچ ردی از جونگکوک نبود چون پای ای که قرض گرفته بود او را به سرعش از اتاق خارج کرد سپس جیمین هم با قدم های آهسته راهی شد
تهیونگ: باشه ۲۰ روز وقت میدم بهت
مین جون : ب..باشه ..
ته یونگ با چهره خنثی به مرد جون خیره شد اخم های رو پیشانی اش را باز نمود سپس گفت .. تهیونگ: اگه تو این ۲۰ روز هم موفق نشدی خواهرت رو از دست میدی
مین جون تند تند نفس کشید سپس با درمانده گی به زمین خیره شد
مین جون : هرکاری از دستم بر بیاد میکنم
تهیونگ بدونه حرفی با قدم های که صدا دار بود از اتاق خارج شد سپس جلو آن مکان کوچیک ایستاد هوا بسیار زیبایی که تمامی انسان ها را وسوسه میکرد نفسی کشید و دستش را از تو جیب شلوارش بیرون کشید به آرامی رو آن فلزی که از کنارش بود گذاشت به خوبی میتوانست حس کنه دما را درون خودش
دیدگاه ها (۰)

/ 3 تفنگدار // پارت 8 اسلاید 2 لباس هاری اسلاید ۳ لباس اون س...

( 3 تفنگدار )پارت 9اون سوک : هاری ! هاری بدون سکوت گفت .. ها...

// 3 تفنگدار // پارت 6 جونگکوک: خب مین جون .. نمی‌خواهی خواه...

/ 3 تفنگدار //پارت 5 مین جون : دست خواهرمو ول‌ کن لعنـ...با...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

پارت ۱۲صدای خنده‌ی لینا و جین‌وو هنوز از طبقه پایین می‌اومد....

نام: قرارداد نفرتPart:³⁷بعد از شام، همه وسایل رو جمع کردن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط