عـادت کرده ام
عـادت کرده ام
به ایـنکه هـمــیشـه در بحران هــاے زندگــی ام
خــودم هواے خــودم را داشته باشم ...در شـــب های بی خــوابی، خــودم براے خــودم لالایی بخــوانم ...
وقتی بغض می کـنم، خودم،خــودم را در آغــوش بگــیرم و دلــدارے بدهــم ... می بـیـنـی؟!...
تــنهـایی،با هـمــه ے دردی کـه دارد، مـرا " مــرد " بار آورده....مانند یک کوه
به ایـنکه هـمــیشـه در بحران هــاے زندگــی ام
خــودم هواے خــودم را داشته باشم ...در شـــب های بی خــوابی، خــودم براے خــودم لالایی بخــوانم ...
وقتی بغض می کـنم، خودم،خــودم را در آغــوش بگــیرم و دلــدارے بدهــم ... می بـیـنـی؟!...
تــنهـایی،با هـمــه ے دردی کـه دارد، مـرا " مــرد " بار آورده....مانند یک کوه
- ۴۰۰
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط