{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ای که فردایش

جمعه ای که فردایش
اردیبهشت میرسد را
باید گذاشت روی سر....
حلوا حلوایش کرد....
قربان قد و بالایش رفت....
و آهسته در گوشش گفت:
جمعه جان،
چشم و دلت روشن
عجب بهارنارنجی زاده ای!
دیدگاه ها (۱)

من که میگم همه چیز توی یه جمله خلاصه میشه" طرف باید اهلت باش...

زمانی دردِ رفیق،دردِ ما بود،حالا اما درد وجودمان را که فرا م...

زنـدگی خیلـی کوتـاههتـو زنـدگیِ بقـیه زنـدگی نکـن...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۷کمی تکون خورد ولی جایش به حدی تنگ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۳جان اخم کرده بود و لب هایش آویزان...

( عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۱جیمین برای هزارمین بار کلافه نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط