تو چرا خوناشام نشدی نه؟ اگه بخواین میتونم براتون توضیح بد
_تو چرا خوناشام نشدی نه؟ اگه بخواین میتونم براتون توضیح بدم.. ولی... باید بیاین بشینین..
ته: باشه.
ته اونقدری بی احساس بود... که با یه همچین چیزی ناراحت یا دلشکسته نشه... و اون الانم احساس ناراحتی نمیکرد.
رفت کنار ات نشست.. تا از زندگیش سر در بیاره و ازش اتو داشته باشه.. تا هر وقت که خواس ات هر کاری واسش انجا بده.
ته: میشنوم..
ات: تا یه ماه میخوام مرخصی بگیرم.
ته: چرا و به چه دلیل فکر کردی که میزارم؟
ات: چون قراره دو هفته و سه روز تو کما باشم. یا اصن بمیرم...
اره این بهتره. یکاری میکنم ک بمیرم
ته: ها؟ ینی چ؟
ات همونطور ک از پشت دستاشو تو هم گره زده بود به سمت دریا قدم برداشت.. کفش هاش رو در اورد و با تیشرت سفیدش که تا وسطای رونش رو میگرفت پاش رو توی اب گذاشت.
بالاخره روش رو سمت رئیسش کیم تهیونگ کرد و گفت.....
ته: باشه.
ته اونقدری بی احساس بود... که با یه همچین چیزی ناراحت یا دلشکسته نشه... و اون الانم احساس ناراحتی نمیکرد.
رفت کنار ات نشست.. تا از زندگیش سر در بیاره و ازش اتو داشته باشه.. تا هر وقت که خواس ات هر کاری واسش انجا بده.
ته: میشنوم..
ات: تا یه ماه میخوام مرخصی بگیرم.
ته: چرا و به چه دلیل فکر کردی که میزارم؟
ات: چون قراره دو هفته و سه روز تو کما باشم. یا اصن بمیرم...
اره این بهتره. یکاری میکنم ک بمیرم
ته: ها؟ ینی چ؟
ات همونطور ک از پشت دستاشو تو هم گره زده بود به سمت دریا قدم برداشت.. کفش هاش رو در اورد و با تیشرت سفیدش که تا وسطای رونش رو میگرفت پاش رو توی اب گذاشت.
بالاخره روش رو سمت رئیسش کیم تهیونگ کرد و گفت.....
۳.۵k
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.