پارت اخر

پارت اخر
تهیونگ برای اون روز برنامه گذاشت تا یوری و سوپرایز کنه چون میدونست این چند روز حواسش کاملا پرته تهیونه و سالگرد ازدواجشون و یادش نیست پس با بقیه هماهنگ کردن و اول خونه رو تزئین کردن و بعدم وقت زنگ زدن به یوری بود که رفته بود بیرون
یوری:جانم
تهیونگ:یوری سریع خودتو برسون خونه تهیون خیلی حالش بده
یوری:اومدم اومدم
و یوری خیلی ترسیده بود جوری رانندگی میکرد که حتی خودش نفهمید کی رسید تا رسید رفت توی خونه و در و باز کرد که با کلی تزئینات مواجه شد
یوری:خدا بگم چیکارتون نکنه بخاطر این منو سکته دادین(گریه)
تهیونگ:عزیزم اروم باش حالا سوپرایز شدی(بغلش کرد)
یوری:برو گمشو خودت و سوپرایز کردنت اوففف‌ اون قرصام و بده
و جونگکوک قرص هاشو بهش داد و بعداز خوردن قرصاش کمی آروم شد و جشن گرفتن و کلی خوش گذروندن و اخر شب که همه رفتن و یوری و تهیونگ تنها شدن داشتن باهم حرف میزدن
یوری:تهیونگ واقعا خوشحالم
تهیونگ:چرا
یوری:چون بعد از اونهمه سختی و کلی اذیت شدن بالاخره یه زندگی خوب داریم و با کسی که دوسش دارم ازدواج کردم و بچه دارم
تهیونگ:منم خیلی دوست دارم و عاشق زندگیمونم
یوری:ولی هنوز نبخشیدم بخاطر سکته دادنم
تهیونگ:باشه باشه (خنده)
یوری(خنده)


اونها زندگی خوبی و پشت سر میگذاشتن و چندماه بعد یوزی دوباره باردار شد ولی متاسفانه بچخ بخاطر مشکلاتی سقط شد ولی بعدش دوباره باردار شد و یه پسر دیگه بدنیا اورد و بعد از اون پسر هم دوباره یه پسر دیگه بدنیا اورد و بچه آخرشون هم که میشه بچه پنجم دختر بود و یه زندگی خیلی خوب کنار هم داشتن بدون هیچ دغدغه و ناراحتی و خیلی خوشحال بودن


پایان:))))))

امیدوارم خوشتون اومده باشه از فردا تمام درخواستی هارو میذارم❤️🔥
دیدگاه ها (۹)

چندپارتی ازدواج اجباری با تهیونگ درخواستیپارک شیونیه دختر مه...

پارت۲ازدواج اجباری با تهیونگ درخواستی مادرشیون:چه خوشگل شدی ...

پارت۱۱۰وقتی دید که تهیون داره انقدر بی تابی میکنه داخل خواب ...

پارت۱۰۹یوری واقعا حالش بد بود و دکتر هم داشت معاینه اش میگرد...

عشق غیر منتظره پارت 19

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_⁴⁹-نمیخوام تحت فشار قرارت بدم‌.....نیاز...

خدمتکاره عمارت ارباب پارت معرفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط