{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۱۰۰

"ویو جنا".


.

جیمین خواست جونگکوک و کمک کنه که جونگکوک پسش زد و از اون سیاه چال خارج شد.

سر خوردم رو زمین نشستم..

تهیونگ سمتم امد..

ته: حالت خوبه؟؟

تو شُک بودم..

چییزی نگفتم..

جیمین:تهیونگ این چه کاری بودد؟؟

ته:ندیدیش؟اگه یکم دیر تر امده بودیم کشته بودتشش.

جیمین:چرا باید بکشتش وقتی خودش خبرمون کرد بیایم اینجا؟؟

ته: اون برایه خودش این کارو کرد..

به جیمین نگاه کردم .

با صدایه لرزون گفتم:

_اون خ...برتون.... کرد؟!...چِ..جوری؟؟

جیمین:مگه الان مهمههه؟؟؟

جیمینم رفتم..
ته: پاشو..باید بریم..

______

زیر دوش وایساده بودم.

تا جایی که متوجه شدم..

اینا یه دست بند مخصوص دارن که اگه یکیشون فعالش کنه محل دقیقی که توشه رو بقیه میفهممن..

جونگکوک اگه اونارو خبر کرده بود پس چرا نگفت؟؟

چرا کاری کرد اونارو بهش بگم؟

با یاد اوری چرت و پرتایی که به اون گفتم چشمام و بستم..

خجالت بکش ...

زشت ترین و بدجنسانه ترین حرفارو زدم..

اخرشم وقتی داشت مانع خودک////شیم می شد از تهیونگ کتک خورد.

چجوری این‌گند کاریم و جمع کنم..؟؟
چجوری تو چشماش نگاه کنم؟؟؟؟؟

کاش می زاشت خودم و بکشم راحت شم.

از حموم امدم بیرون..

باید هر طور شده ببینمش..
باید معذرت خواهی کنم...

لباسام و پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون..

ساعت ۷ شب بود و یک روز از اتفاقی که افتاد میگذشت..

ته: کجا؟؟

جنا: باید برم پیش یوری...

ته: تو هیچ جا نمیرییی


جنا: میرممم...

ته:نههه..

حالا بازم داد بی داد...

جنا: یوری تنها کسیه که بعد از اتفاقی که برام افتاد می تونه ارومم کنه...

ساکت شد..

ته: خودم میبرمت..

جنا:لازم نکرده خودش امده دنبالم...

و از خونه زدم بیرون..

واقعانم امده بود..

ولی برایه این که بریم هوا بخوریم...
دیدگاه ها (۷)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۱"ویو جنا"..ولی برایه این...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۲"ویو جنا".که صدایه باز ش...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۹"ویو جنا".جنا:الان مسئله ...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۸"ویو جنا"..با هر کلمه اشک...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۷۹"ویو جنا"به سختی داشتم تل...

بی حسپارت پنجمویو نویسندهزن فقط نگاهش کرد.خیلی آروم..اون به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط