MY FAVORITE ENEMY
"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۹۹
"ویو جنا".
جنا:الان مسئله این نیستتتت،یا من و بکش یا خودم این کارو میکنم..یا شاید باید تحریکت کنم که این کارو بکنی. ؟؟؟
جنا:نمیخوای باعث بانی اتفاقایه زندگیت و بکشی؟؟مگه سال ها اینو و نمیخواستی؟؟..مگه مادر من تنها عشق پدرت نبود؟؟مگه بخواطر مامان من نبود که پدرت هیچ وقت عاشق مادرت نشد؟؟؟مگه بخواطر مامان من نبود که کل زندگیت پدرت اینگورت میکرد؟؟
پدرت نه با مرگ مادرت بلکه با مرگ مادر من از پا افتاد و زندگیش نابود شدددد..برایه مادر من اشک می ریخت نه زن خودششش...مگه همین الانم دنباللل بدست اوردن دختر اون زن نیستت؟؟
"راوی"
جنا ترسیده بود.
زندگیش و پوچ می دید.
هیج امیدی نداشت..
یه حرفتیی زد که بازو کنند زندگی جونگکوک بود..
اون پسر بیچاره با یاد اوری اینکه چقدر تنها بود و و هست..قلبش شروع کرد به درد گرفتن
مثل دفعه هایه قبلی..
داشت سعی می کرد جلو جنا چییزی نشون نده..
ولی دستای که مشت شده بود..
سر درد و تصویرایی که تو ذهنش مرور می شد ..قلبی که درد می کرد .اینا از درون به خودش اسیب میز...
سالها این این درد و تحمل می کرد..
جنا پشت سر هم از ترس و عصبانیت حرفایی می زد که حال جونگکوک و بد تر می کرد.
جونگکوک به این فکر می کرد که حداقل تو این سالها یکی بد بخت بودنش اینجوری به روش نیاورده بود..
البته بجز باباش...
شنیدن این حرفا از دهن جنا براش درد ناک تر بود..
چون جنا کسی بود که باید ازش انتقام میگرفت..
جنا دهنش و بست و گریه کرد..
جنا: واقعا نمیخوای این کارو بکنی ؟؟؟..باشه...
جنا استینش و داد بالا و نوک چاقو رو نزدیک دستش کرد...
جنا برایه ااین کار مصمم بود و این کارو می کرد..
میخواست حداقل مرگش به دشت الفا نباشه.
همین امد فشار بده
جونگکوک رفت سمتش و جاقو رو ازش گرفت و به دیوار هولش داد..
صورتش و بهش نزدیک کرد.
چاقو رو به تهدید جلوش گرفت..
کوک: ...بهتره بچه بازی رو بزاری کنار،اگه میخوای دوباره به این روز نیوفتی بزرگ شووو...حالم از بچه بازی به هم میخوره..برایه مردن عجله نکن..
در باز شد و تهیونگ و جیمین پشتش بودن..
تهیونگ وقتی چاقو رو تو دست جونگکوک دید سریع به سمتش رفت از جنا دورش کرد..
با مشت کوبید تو صورتش که جونگکوک به زمین افتاد..
روش نشست و تا تونست زدش
جیمین به سمتشون رفت و جداشون کرد.
جیمین خواست جونگکوک و کمک کنه که جونگکوک پسش زد و از اون سیاهچال خارج شد.
GHAPTER:1
PART:۹۹
"ویو جنا".
جنا:الان مسئله این نیستتتت،یا من و بکش یا خودم این کارو میکنم..یا شاید باید تحریکت کنم که این کارو بکنی. ؟؟؟
جنا:نمیخوای باعث بانی اتفاقایه زندگیت و بکشی؟؟مگه سال ها اینو و نمیخواستی؟؟..مگه مادر من تنها عشق پدرت نبود؟؟مگه بخواطر مامان من نبود که پدرت هیچ وقت عاشق مادرت نشد؟؟؟مگه بخواطر مامان من نبود که کل زندگیت پدرت اینگورت میکرد؟؟
پدرت نه با مرگ مادرت بلکه با مرگ مادر من از پا افتاد و زندگیش نابود شدددد..برایه مادر من اشک می ریخت نه زن خودششش...مگه همین الانم دنباللل بدست اوردن دختر اون زن نیستت؟؟
"راوی"
جنا ترسیده بود.
زندگیش و پوچ می دید.
هیج امیدی نداشت..
یه حرفتیی زد که بازو کنند زندگی جونگکوک بود..
اون پسر بیچاره با یاد اوری اینکه چقدر تنها بود و و هست..قلبش شروع کرد به درد گرفتن
مثل دفعه هایه قبلی..
داشت سعی می کرد جلو جنا چییزی نشون نده..
ولی دستای که مشت شده بود..
سر درد و تصویرایی که تو ذهنش مرور می شد ..قلبی که درد می کرد .اینا از درون به خودش اسیب میز...
سالها این این درد و تحمل می کرد..
جنا پشت سر هم از ترس و عصبانیت حرفایی می زد که حال جونگکوک و بد تر می کرد.
جونگکوک به این فکر می کرد که حداقل تو این سالها یکی بد بخت بودنش اینجوری به روش نیاورده بود..
البته بجز باباش...
شنیدن این حرفا از دهن جنا براش درد ناک تر بود..
چون جنا کسی بود که باید ازش انتقام میگرفت..
جنا دهنش و بست و گریه کرد..
جنا: واقعا نمیخوای این کارو بکنی ؟؟؟..باشه...
جنا استینش و داد بالا و نوک چاقو رو نزدیک دستش کرد...
جنا برایه ااین کار مصمم بود و این کارو می کرد..
میخواست حداقل مرگش به دشت الفا نباشه.
همین امد فشار بده
جونگکوک رفت سمتش و جاقو رو ازش گرفت و به دیوار هولش داد..
صورتش و بهش نزدیک کرد.
چاقو رو به تهدید جلوش گرفت..
کوک: ...بهتره بچه بازی رو بزاری کنار،اگه میخوای دوباره به این روز نیوفتی بزرگ شووو...حالم از بچه بازی به هم میخوره..برایه مردن عجله نکن..
در باز شد و تهیونگ و جیمین پشتش بودن..
تهیونگ وقتی چاقو رو تو دست جونگکوک دید سریع به سمتش رفت از جنا دورش کرد..
با مشت کوبید تو صورتش که جونگکوک به زمین افتاد..
روش نشست و تا تونست زدش
جیمین به سمتشون رفت و جداشون کرد.
جیمین خواست جونگکوک و کمک کنه که جونگکوک پسش زد و از اون سیاهچال خارج شد.
- ۱.۹k
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط