هر چه کردی به دلم ، ...

هر چه کردی به دلم ، ...
باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ...
دشنه زدی ...
خندیدم!
معنی تک تک رفتار تو را ...
میفهمم
ساده لوحی ست ...
بگویم که نمی فهمیدم !
غرق تردید شدم ، ...
باز تحمل کردم
تا زمانی که ...
به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند ...
نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ...
نمی پرسیدم
عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ...
غروبی که نمی تابیدم
اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

#F



@,,,,D
دیدگاه ها (۲۸)

هرچه کردی به دلم باز تورا بخشیدم با زبان زخم زدی،دشنه زدی،خن...

رمان عشق ممنوع

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

اجبار به بدبختی پارت ۲۱

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط