{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهو

با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهو
شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحو
کجایی که ببینی من چه دردی میکشم بی تو
چه زجری میشکم وقتی میبینم جای خالیتو

تو رفتی خاطرات تورفیق اشک چشمامن
در و دیوار این خونه غریبی میکنن با من
یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیستی
تو اونقدر دور رفتی که ازت یک قطره پیدا نیست

منو تو ما شده بودیم عذابم میده من بودن
با داغ دوری از دستات یه عمری تن به تن بودن
دلم میگیره از تقدیر که دور از هم رهامون کرد
اگه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد

کجایی … که ببینی
من چقدر دل خسته و تنهام ببینی
زندگی بی توداره جون میده رو دستام..
دیدگاه ها (۲۷)

.روزگاری خانه هامان سرد بودتهیه ی نفت زمستان درد بودیک چراغ ...

واقعا قشنگه بخونید تا آخرشﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾ...

تو “ نمی آیی ”و من مدتی ست از دست “ رفته ام ”هر وقت خواستی پ...

چه خبر از دل تو ؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد ؟ ؟یا به...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن )P:2چانگ...

[•] عمارت عشق [•] part: 8چویا خشکش زد. ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

همیشگی من

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

سناریو قفل آبی پارت ۳

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط