{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای از این عمری که اینگونه به تلخی بگذشت!

وای از این عمری که اینگونه به تلخی بگذشت!
به هر موجی که می گفتم غم خویش
سریع میزد به سنگ و باز میگشت!
دیدگاه ها (۱)

«هر چه آید بر سرم باز بگویم گذردوای از این عمر که با می‌گذرد...

فراتر از خویش

خدا را در خود آ

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

بسم الله الرحمن الرحیم پرهیز از دروغ - بزرگان گفته اند که هی...

پآرت ¹¹خواستم هلش بدم که...باز دستمو گرفت و محکم تر چسبوند ب...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردهاریختند آتش به جان تشنگان، دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط