{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من روح سرگردان یک عشقم...

من روح سرگردان یک عشقم...

آسان نمی بازم نگاهم را...

تبعیدم ازچشمان مغروری..

ازمن گرفته تکیه گاهم را...

آرام خواهم شد پس ازچندی

آرامشی دیرینه خواهم یافت

باموجی از احساس خوشبختی

برساحل امّید، خواهم تاخت.
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

ازآنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم درنگاهت گره خورد......

بی تو بی رمق و بی جان باز هم به دنبال جادویِ نگاهت می گردم؛ ...

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجايى شروع شد که براى اولين بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

از آنجایی شروع شد که برای اولین بار نگاهم در نگاهت گره خورد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط