{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخاست لبخند بزنه گفت چرا بخندم

میخاست #لبخند بزنه . #گفت چرا بخندم؟
.
.
.
.
.
مارا از چیزی ب نام #مرگ نترسانید . #زنده نیستیم
دیدگاه ها (۱)

ت تخت #بیمارستان بود .ولی باز میگفت #خوبم .....#شیطان را درک...

عاشق #چشمانش شدم . دیگر #نگاهم نکرد .....#دلم را دادم دست کس...

#خندید ولی گریه هایش #بند نیامد .....آخرین #حرف هایش را گف ....

ت نمیتونی #غرق شدن ت #تنهایی رو حس کنی .....ت همونی #بودی ک ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 24~فردا~تهیونگ کت شلوارش رو پوشید و ع...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 18 تهیونگ به خالش زنگ زد و گفت که خود...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 33فردا صبح با برخورد نور خورشید از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط