{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا یادته اومد پیشت گفتم من اینو میخوام گفتی ن پاهامو ک

خدایا یادته اومد پیشت گفتم من اینو میخوام گفتی ن پاهامو کوبیدم زمین گفتم همین..گفتی بهترشو برات میارم من بازم..بعد گفتی اخه اونم قول کس دیگه رو ازم گرفته بود
دیدگاه ها (۳)

دوست دارمو برای جفتمون میفرستاد نمیدانم خیانت میکرد یا عدالت...

هر دو خیانت میکردیم من شبها با گریه تو با دیگری ..

بارونو دوس دارم هنوز چون تورو یادم میاره..

خدایا اسمانت چ طعمیست من ک فقط زمین خوردم

سناریو(وقتا از خواب بلند میشی و گریه میکنی میگی گشنمه)چان:وق...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

P7ویو جونگکوک:نشسته بودم رو کاناپه یهو دیدم که میونگ اومدمیو...

وقتی مریض بودی ولی …

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟕جین گفت:_ راستی امروز جیمین رو دیدم.با شن...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

اگه میشه این حرفم رو جدی بگیرید اگه تو سروش یا هر برنامه‌ی د...

سناریو درخواستی +۱۸ دوست ندارید نخونید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط