ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
نینا داشت گریه میکرد و پایین آکواریم بود
-چته دختر...
جوابمو نداد فقط گریش شدید تر شد

-ولش...من یک ماه نیستم می‌خوام برم غرب برای مأموریت...
که سریع اومد بالا
÷ارباب نرو لطفا (گریه)
-چرا؟
÷من تنها میمونم توروخدا
-تحمل کن
÷نههه (گریه شدید)
÷ا..اگه بری خودمو میکشم
-جرعتشو نداری
دستاشو نشونم داد پره جای شیشه که رگشو زده بود،
÷ندارم؟
از آکواریم در اومد و آروم پاهاش در اومد
-مگه قول نداده بودی دختر خوبی بشی
اومد سمتم
÷ارباب من میشه تا وقتی تو بیای برم پیش خانوادم؟
-هه...چه اعتباری داری که بزارم بری تو پری دریایی هستی و اولین کشف من
÷یه زنجیری کوفتی چیزی ببند دمم
-نه‌.حالا برو تو آکواریم تا دوباره شکنجت ندادم.
÷(بغض)
ناراحت شد و رفت تو آکواریم در زدن
-بیا تو
علف اومد تو و تعظیم طولانی کرد
- چمدونام امادست؟
صداشو گرفته بودم با سر تایید کرد
-خوبه میتونی بری.
بغض کرد و به دهنش اشاره کرد
-هنوز اونقدر مطیع نشدی..برو
تعظیم کرد و رفت
چمدونام و بردن تو ماشین
-دارم میرم نینا‌...خدافظ
جوابمو نداد اهمیتی ندادم تو سالن عمارت راه میرفتم که آت و دیدم داشت زمین و تمیز میکرد لبخندی زدم و رفتم بیرون
دیدگاه ها (۳)

ویو آتکجا داشت میرفت؟هوف به من چه هرچی بیشتر بمونه بهتر چند ...

محــــــ✨ــفـــــ🌱ــل 𝑀𝑒 𝑎𝑛𝑑 𝑚𝑦 𝑐𝑢𝑝✨🌱ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ? ⁿᵒ ᵖˡᵉᵃˢᵉ✨🌱

میریدددد؟؟

ویو جونگکوک کار خیلی اشتباهی کرده که افتاده تو بازیه من،بازی...

ویو آترفتم سمتش که دستشو بالا برد منتظر سیلی بودم که نوازش و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط