{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه خواندم نامه هایت را نیفتاد اتفاق

هرچه خواندم نامه هایت را نیفتاد اتفاق
می روم تا هیزمی دیگر بریزم در اجاق

بی سبب دست تمنا تا درختان می بری
سیب ها دیگر به افتادن ندارند اشتیاق

رفتنت چون بودنت تکرار رنج زندگی است
مثل جای خالی ساعت، به دیوار اتاق

از دورویی تلخ تر در کام اهل عشق نیست
تا دلت با من دورنگی کرد، شیرین شد فراق

کافرم در دیده ی زاهد، ولی در دین عشق
آفرین بر کفر باید گفت و نفرین بر نفاق
دیدگاه ها (۱)

شده هرگز..؟! دلت، مال کسی باشد.. که.. دیگر نیست؟!نگاهت..سخت....

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست..می رسم با تو به خانه،...

سکوت را می‌پذیرماگر بدانمروزی با تو سخن خواهم گفتتیره بختی ر...

تصور کن که ما هر دو، همان عشاق مشهوریمبگو لیلی! بگویم جان! ک...

#فاضل_نظری #شعرهـر چہ خواندم نامہ هایت را نیفتاد اتفاقمی روم...

هر چه خواندم نامه هایت را نیفتاد اتفاقمی روم تا هیزمی دیگر ب...

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق راهر اتّفاق تازه و دور از فراق ...

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق راهر اتّفاق تازه و دور از فراق ...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط