{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوممم

پارت دوممم
رفتم دراز کشیدم رو تختی که توی اون اتاقه بود اون پسره هم کنارم دراز کشید
جونگ کوک:راستی نگفتی اسمت چیه
ا.ت: من ا.ت هستم ۱۸ سالمه
جونگ کوک:منم جونگ کوک هستم ۲۴ سالمه
ا.ت:اوووو چه بزرگتریا
جونگ کوک:توهم خیلی کوشولیا
ا.ت:نیستممم
جونگ کوک:هستیی
ا.ت:گفتم نیستمم
جونگ کوک:مگه نگفتم رو حرفم حرف نزننن (کمی با داد)
با این حرفش ساکت شدم
جونگ کوک:چرا نمیخوابی
ا‌ت:خوابم نمیبره
ا.ت ویو:دیدم دستشو دراز کرد و اشاره که کرد برم رو دستش و منم این کارو مردم و منو توی بغلش جا داد و دستشو تو موهام کرد و نوازشم میداد کم کم خوابم برد
جونگ کوک ویو:بغلش کردمو موهاشو نوازش میکردم داشت خوابش می‌برد اروم بوسه ای روی لباش گذاشتم و منم کم کم خوابیدم
صبح شد
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم صبح شد ا.ت ویو:با گرمای شدید از خواب بیدار شدم دیدم...

پارت چهارم شروع کردم به غذا خوردن جونگ کوک: من واقعا عاشقتم ...

اینم از پارت اول فیک جدیدممممممممممم

عشقی که دوسش نداشتم پارت اول داشتم توی خیابون قدم میزدم که ی...

عشق غیر ممکن Part 57 ماه بعدویو ا*ت. حالا منو جونگ کوک میخوا...

part 8

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط