{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محرمی نیست که با او به کنار آرم روز،

محرمی نیست که با او به کنار آرم روز،
مونسی نیست که با وی به میان آرم راز،

در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار،
دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز!

«عبید زاکانی»
دیدگاه ها (۳)

غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت،عیش و نوش و طربم، جمله به ...

من ز وصلت چون به هجران می رومدر بیابان مغیلان می روم،من به خ...

زیبایی...آوایی آرام دارد؛که تنها در بیدارترین روان هاراه می ...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،آن چنان مات که یکدم مژه برهم...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

جادویی عشق part ۶۸امیلی با ترس داد زد: چی؟ سگ؟ وی-هييسس..ارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط