{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁸⁷

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁸⁷

اون غرق شده بود..غرق در دریا نه..
غرق در چشمای تاریک و براق اون نه...
غرق در افکار خودش،غرق افکاری هیچ‌ کنترلی
نداشتن.شا‌ید همه چیز واقعا دیگه مثل قبل نبود.
هیچ‌ چیز‌ ‌دیگه گرما نداشت..

اغوش گرمت،همچو جسدی سرد بود..
اتش در چشمانت،مثل تکه ذغالی خاموش بود..
صدای خنده هایت،مثل رادیوی خرابی قط بود..
نگاه عاشقانه ات،مثل اسمون صبح،خالی از ستاره بود..
حلقه ی دستان گرمت به دور شانه هایم،مدتی بود مانند طنابی کهنه پاره شده بود.ضربان قلبت دگر مثل قبل عاشقان نبود،صدای هر نبظش‌ صدای نفرت بود..ان لبخند گرم پر از سرما بود.
لبانی که لب هایم را با بوسه ای سوزان در بر میگرفت،خالی از عشق بود..
اما ای امان بر چشمان..چشمانی که از تکه ای از اسمان بود هنوز هم مانند دریای‌ مرا در خود غرق میکرد..
امان بر ان چشمانی که تغییر نکرده بود.
امان از ان چشمانی که با هربار دیدنش شوق کودکانه ام در من شکل میگیرد و‌ نغمه ی زیبایت را
در گوش هایم‌ میپیچاند..
اما ای امان از چشم..چشمان تو چه کاری با من کرد؟گر بدنم لبریز از تنفر بود، چشمان تو باز مرا عاشق‌ کرد..
دیدگاه ها (۲)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

حمایت نمیشه زیاد خوشگلا

نمیبخشمت p.22

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

مرد بی رحم

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط