{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ³⁴

و پشت سرش صدای بوق تلفن بود که نشون از قطع کردن تلفن از سمت خاله میداد خب اون همیشه همین شکلی بود. اما مسئله ای نگرانم میکرد و اونم مایکل بود ؛ باید با جیمین درمیون میزاشتم این موضوعو و بابتش نگران بودم ؛ اگه فکر دیگه ای راجبم میکرد چی؟ چیکار باید میکردم اما مخفی کردنشم اشتباه بود پس فقط دلمو زدم
به دریا و گفتم : ج‌‌.. جیمین میشه حرف بزنیم؟
حس میکردم جیمین رایحه ترس و استرسمو کامل حس
کرده چون فقط دکمه های سراستینشو بست و اخماش توی هم رفت به سمت صندلی تکی گوشه اتاق رفت و روش نشست و با اشاره ای به من فهموند که برم روی پاهاش بشینم
پس با استرسی که حالا قاطی خجالت شده بود به سمتش رفتم و با فاصله از کمرش روی رونش نشستم که دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش تکیه داد
جیمین : بیب؟ کی بود ؟ میشنوم؟
-خالم بود مارو فردای برای نهار دعوت کرد
جیمین : خب؟ مشکلی داره؟ نمیخوای بری؟
-نه نه اصلا خالم خیلی مهربونه و دوسش دارم و میخوام برم اما یه مشکل کوچیک هست اونم پسرخاله‌ی ناتنیم مایکله
خب خالم بچه دار نمیشد پس پسرک آلفای چهار ساله ای رو همزمان با به دنیا اومدن من به سرپرستی گرفت و به عنوان پسرش بزرگ کرد و خب حالا ۲۷ سالشه ؛ حدود سه سال پیش بود که بهم اعتراف کرد که عاشقمه و میخواد که باهاش وارد رابطه بشم
اما من به هیچ وجه نمیتونستم به اون چشم ببینمش پس فقط ردش کردم ولی اون بیخیال نشد اولش فقط مزاحمتای تلفنی بود بعدش دم در
میومد همش و بعدش کامپیوتر و گوشیمو هک کرد
بعد این اتفاق جین عصبی شد و خب کتکش زد و بعد اون دیگه کلا‌ بیخیال شد و دیگه سمتم نیومد ولی خب هربار که منو میبینه نیش و کنایه میزنه و خب نمیخواستم اگه فردا بود و حرفی زد بابتش دچار سوتفاهم بشی یا به من شک و گمانی ببری
با تموم شدن حرفم بی حرفم سرشو توی گردنم فرو برد و بوس ریزی روی مارکم زد که به خودم لرزیدم سرشو کمی فاصله داد اما کامل دور نشد و با هرکلامی که حرف میزد لباش با مارکم تماس پیدا میکرد
جیمین : ماه زاده ؛ من قرار نبود و نیست که به خاطر حرف دیگران شکی بهت بکنم و اگه حرفی ام برام نامفهوم بود از خودت درموردش میپرسیدم و در مورد مایکل .. میدونی که هیچکس نه حتی گنده تر از مایکل هم از پس آلفات برنیومدن و برنمیان پس بهم اعتماد کن و مایکلو به من بسپار و از کنار خالت بودن نهایت لذتو ببر مفهومه حرفام امگامن؟
-بله جیمین
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁵جیمین : خوبه ح...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁶با خیال راحت ا...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³³جیمین : خوابید...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³²ساعت نزدیکای د...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴²با حرف مایکل ق...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴¹امیلی به سمت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط