سناریو

#سناریو
#درخواستی

وقتی ساعت یک شب میگی پشمک میخام

جیمین: باشه عزیزم میخرم ولی کجا وازه این ساعت

کوک:بشین شیر موز داریم بخور فردا پشمک بخور

تهیونگ: عزیز جان این ساعت هیچ خری واز نیس بگیرم برات

ار ام :خب از کجا

شوگا: بگیر بخواب بابا پشمک چیه

جین الان جدی هستی واقعا

جیهوپ: (لبخند میزنه)باشه ولی از کجا بریم بگیریم؟
دیدگاه ها (۱)

#سناریو وقتی تو چشاشون زل میزنی و هیچی نمیگی (خواهرشی)نامجون...

#سناریو #سناریو_بی_تی_اس وقتی تا کمر از پنجره ی ماشین میریم ...

«««وقتی خیلی کیوت میپری روکولشون و سعی میکنی بوسشون کنی"به ع...

اینو همه باید ببیننارمیا اعلام حضور کنین^^

¹پارت?Do I have permission

پارت۸ رز وحشیات...بغضی گلوم رو چنگ زد  اروم اروم اشک میریختم...

زندگی با خنده (ادامه مسافرت با خنگولا)با درسا به سمت ماشین ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط