بوسه دردناک )
بوسه دردناک )
پارت ۷۷
دست آزاد اش را روی رون پای خود گذاشته و با یک دستش رانندگی میکرد وسوسه کننده بود باری الکس حالا که کت مشکی را از تنش کشیده بود و آستین هایش بالا دست های ورزیده اش معلوم بود
الکس : کیم ؟ ..
تهیونگ تو گلو گفت
تهیونگ: هوم
الکس آروم پرسید...
الکس : میشه نگاهم کنی
تهیونگ ابرو بالا انداخت سپس محکم پا رو ترمز زد ناگهانی با هجوم ماشین به جلو خم شد و کمربند نگذاشت به جلو تر برد باز هم برخورد کرد به صندلی پشت اش تند پلک زد
تهیونگ اخم کرده سمتش چرخید
ته یونگ: خوب ؟
الکس نگاهی به تهیونگ انداخت و با نگرانی و ترس گفت
الکس : چه وضعیتیه ..
تهیونگ محکم گفت
ته یونگ : گفتی نگاهت کنم منم نگاهت کردم خوب
الکس : نزدیک بود بمیریم
تهیونگ: گفتی نگاهت کنم که این بگی
الکس پلک زد سپس نرم لبخند زد پس یعنی به حرفش احترام میگذاشت تند تر پلک زد نفس پر از عشق اش را بیرون فرستاد سپس زل زد تو چشم های تهیونگ و نرم دستش را روی دستش گذاشت لمس آن دست های سرد باعث جرقه ای از عشق و محبت لذت یک لمس برای دو سال .. با عشق در چشم های گودالی زل زد
الکس : ناراحتم ...
تنها همین کلمه را بیان کرد سپس بدون مکث ای گردنش را سمته صورت تهیونگ نزدیک کرد سپس نرم چونه اش را بوسید تهیونگ بدون مکث ای سکوت کرده نشسته و بودن هیچگونه حرکتی
زل زده به الکس ..
الکس لب اش را برداشت و زمزمه کنان گفت ... الکس : امشب واقعا نیاز به تهیونگ خودم دارم ... خیلی خستم ..
دستش رو از دست تهیونگ برداشت و رو نیم رخ تهیونگ گذاشت و دست دیگرش را پست گردنش برد سپس نرم و با لذت تمان
حسرت به دل نمک رخش را به صورت تهیونگ کشید بلافاصله با صدا لرزاند گفت
الکس.: هیچ وقت فراموشت نکردم ..
دستش را بیشتر رو گردن گرم تهیونگ کشید بلافاصله تهیونگ دستش را روی پهلو الکس گذاشت و پلک رو هم گذاشت اونم هم دلتنگ بود اون هم به شدت این لمس ها این خواستنی ها را میخواست از ته قلبش الکس را میخواست ... میخواست کله شب در آغوشش بگیرد
تنش واقعا به این تن ضعیف نیاز داشت
الکس صورتش خیس اشک هایش شد سپس گونه تهیونگ را بوسید باز هم با عشق و لذت گونش را بوسید و بیشتر به تهیونگ نزدیک شد
تهیونگ دستش را روی پهلوش فشرد و از شدت فشار پهلو آب دهنش را قورت داد نرم سمته گوشش خم شد و لال گوشش را بوسید
تهیونگ دیگر نمیتوانست دوم بیاره جلو این بوسه های زیبا و پر از عشق لذت بخش پر از دلتنگی
پارت ۷۷
دست آزاد اش را روی رون پای خود گذاشته و با یک دستش رانندگی میکرد وسوسه کننده بود باری الکس حالا که کت مشکی را از تنش کشیده بود و آستین هایش بالا دست های ورزیده اش معلوم بود
الکس : کیم ؟ ..
تهیونگ تو گلو گفت
تهیونگ: هوم
الکس آروم پرسید...
الکس : میشه نگاهم کنی
تهیونگ ابرو بالا انداخت سپس محکم پا رو ترمز زد ناگهانی با هجوم ماشین به جلو خم شد و کمربند نگذاشت به جلو تر برد باز هم برخورد کرد به صندلی پشت اش تند پلک زد
تهیونگ اخم کرده سمتش چرخید
ته یونگ: خوب ؟
الکس نگاهی به تهیونگ انداخت و با نگرانی و ترس گفت
الکس : چه وضعیتیه ..
تهیونگ محکم گفت
ته یونگ : گفتی نگاهت کنم منم نگاهت کردم خوب
الکس : نزدیک بود بمیریم
تهیونگ: گفتی نگاهت کنم که این بگی
الکس پلک زد سپس نرم لبخند زد پس یعنی به حرفش احترام میگذاشت تند تر پلک زد نفس پر از عشق اش را بیرون فرستاد سپس زل زد تو چشم های تهیونگ و نرم دستش را روی دستش گذاشت لمس آن دست های سرد باعث جرقه ای از عشق و محبت لذت یک لمس برای دو سال .. با عشق در چشم های گودالی زل زد
الکس : ناراحتم ...
تنها همین کلمه را بیان کرد سپس بدون مکث ای گردنش را سمته صورت تهیونگ نزدیک کرد سپس نرم چونه اش را بوسید تهیونگ بدون مکث ای سکوت کرده نشسته و بودن هیچگونه حرکتی
زل زده به الکس ..
الکس لب اش را برداشت و زمزمه کنان گفت ... الکس : امشب واقعا نیاز به تهیونگ خودم دارم ... خیلی خستم ..
دستش رو از دست تهیونگ برداشت و رو نیم رخ تهیونگ گذاشت و دست دیگرش را پست گردنش برد سپس نرم و با لذت تمان
حسرت به دل نمک رخش را به صورت تهیونگ کشید بلافاصله با صدا لرزاند گفت
الکس.: هیچ وقت فراموشت نکردم ..
دستش را بیشتر رو گردن گرم تهیونگ کشید بلافاصله تهیونگ دستش را روی پهلو الکس گذاشت و پلک رو هم گذاشت اونم هم دلتنگ بود اون هم به شدت این لمس ها این خواستنی ها را میخواست از ته قلبش الکس را میخواست ... میخواست کله شب در آغوشش بگیرد
تنش واقعا به این تن ضعیف نیاز داشت
الکس صورتش خیس اشک هایش شد سپس گونه تهیونگ را بوسید باز هم با عشق و لذت گونش را بوسید و بیشتر به تهیونگ نزدیک شد
تهیونگ دستش را روی پهلوش فشرد و از شدت فشار پهلو آب دهنش را قورت داد نرم سمته گوشش خم شد و لال گوشش را بوسید
تهیونگ دیگر نمیتوانست دوم بیاره جلو این بوسه های زیبا و پر از عشق لذت بخش پر از دلتنگی
- ۲۲.۴k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط