{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر...

اگر...
زمان و مکان در اختیار ما بود
ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت می‌شدم!
و تو می‌توانستی تا قیامت برایم ناز کنی،
یک‌ صد سال
به ستایش چشمانت می‌گذشت
و سی هزار سال
صرف ستایش تنت
و تازه
در پایان عمر به دلت راه می‌یافتم.
.
آندره_مارول
دیدگاه ها (۱)

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

ددی خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط