شب بود پسری تصادف کردخون زیادی ازش رفته بودلحظه های آ

شب بود پسری تصادف کرد...خون زیادی ازش رفته بود،لحظه های آخرش گوشیشو برداشت برداشت،نوشت:میای بریم؟یکی ارسال کرد به رفیقش یکی واسه عشقش..
عشقش جواب داد این موقع شب بگیر بخواب بای...
رفیقش جواب داد کجا؟؟تنها نری وایستا منم بیام..
پسر لبخندی زد و چشاشو بست...
#SANATOR_AMIR
دیدگاه ها (۳۷)

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟ مبارکه ؛ خوشحال ...

دیـــگــه روانشنــــــاسے جواب نمیــــده..باس جــــانــــور ...

صــدای عشــق دیگــر صــدای قلــب و فاصلـــه ها نیســتعشــق ی...

part20

part ۵

P²⁴ا.ت از بازرسی ها رد شد،کارت پروازشو گرفت و بالاخره به لون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط