{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دلم!

جان دلم!
انقدر این پا و آن پا نکن!
دنبال بهانه ای برای رفتن نباش!
وقت رفتنت هم حتی اگر برسد؛
من آدم بهانه دادن دست تو نیستم!
که بروی و از شرم خلاص شوی!
یا میمانی و نمیروی؛
یا هرجا بروی،پا در پای رد پاهایت میگذارم و دنبالت می آیم!
خلاص شدن از دست این دیوانه،کاملا غیرممکن است...


#سید_مصطفی_ساداتی
دیدگاه ها (۱)

مادربزرگم همیشه میگه:آدمیزادبه هرچیزی توی زندگیش #عادت میکنه...

گفتن جمله ی " #معذرت_میخوام "هم درست مثل جمله ی " #دوستت_دار...

دور میشومدوراز " #تو "که امروز دیگربه خاطر ندارمتاما خاطرم ...

هیچکس بعد از #رفتن کسی نمُرده،همانگونه که بودنت عادت روزگارم...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

پارت ۲ساسکه کم کم داشت متوجه میشد اوضاع زیاد خوب نیست. وضع ن...

آفتاب سرخ غروب، سایه بلند آن‌ها را روی دیوارهای روستا می‌کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط