{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی پشیمان می شوی آن روز خیلی دیر نیست

روزی پشیمان می شوی آن روز خیلی دیر نیست

روزی که دیگر قلب من با عشق تو درگیر نیست

آن روز می بوسی مرا در قاب عکس ساکتی

زل میزنی چشم مرا سهم ات بجز تصویر نیست

با گریه می گویی بیا با بغض می خوانی مرا

دیرست دیگر.. حس من بر پای تو زنجیر نیست

پُک می زنی یاد مرا با طعم سیگار وُ جنون

میسوزی از آهی که خود گفتی که دامن گیر نیست

روزی میان اشک وُ خون هم پای شعرم می دَوی

با درد می گویی به خود دیگر مرا پیگیر نیست

آن روز تنها می شود هم تخت و هم پیراهن ات

می خواهی ام می خواهی ام لیکن دگر تقدیر نیست

با او به خلوت می روی با او بَغل می نوشیُ

پایانِ آن مستانگی جز ناله ی شبگیر نیست

آن روز می کوبی به در آشفته و آشفته تر

حسرت عذابت میدهد قلب تو بی تقصیر نیست

روزی نشانی ِمرا از کوچه ها می پرسی ُ

راهت نمی افتد به من خودکرده را تدبیر نیست
دیدگاه ها (۱)

بردی از یادم بر این ماتم عزادارم هنوزاعترافی تلخ خواهی؟ دوست...

خاتون ! خودم کتیبه ای از آهم ، دیگر ز تو ملال نمی خواهمحرفی ...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمان قشنگ تو کشیدن داردآت...

وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی چرا باید لحظه...

#دلنوشتهمی‌گویی تمام شده، می‌گویی فراموش کرده‌ای. اما دروغ م...

🌸 نیایش صبحگاهی 🌸🍃🌸خدایا، در این سپیده‌دم که جهان در حال بید...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط