{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی قاب خیس این پنجره ها

توی قاب خیس این پنجره ها

عکسی از جمعه ی غمگین میبینم

چه سیاهه به تنش رخت عزا

تو چشاش ابرای سنگین میبینم

داره از ابر سیاه خون میچکه

جمعه ها خون جای بارون میچکه

نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد

کاش میبستم چشامو این ازم بر نمیاد

داره از ابر سیاه خون میچکه

جمعه ها خون جای بارون میچکه

عمر جمعه به هزار سال میرسه

جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه

آدم از دست خودش خسته میشه

با لبای بسته فریاد میکنه

داره از ابر سیاه خون میچکه

جمعه ها خون جای بارون میچکه

جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنه

خنجر از پشت میزنه اون که همراه منه

داره از اب سیاه خون میچکه

جمعه ها خون جای بارون میچکه
دیدگاه ها (۲)

نسبت عشق به مننسبت جان است به تنتو بگو من به تو مشتاق ترمیا ...

به ﺗﻮ پیشنهاد میکنم گاهی بلند بخندی هر کجا که هستی یک نفر...

ای پرنده ی مهاجر ، ای پر از شهوت رفتنفاصله قد یه دنیاست ، بی...

به چه مشغول کنم دیده ودل را که مدام دل تو را می طلبد... دی...

تکپارتی

توی قاب خیس این پنجره هاعکسی از جمعه ی غمگین میبینمچه سیاهه ...

توی قاب خیس این پنجره هاعکسی از جمعه ی غمگین میبینمچه سیاهه ...

توی قاب خیس این پنجره هاعکسی از جمعهء غمگین می بینمچه سیاهه ...

توی قاب خیس این پنجره‌هاعکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینمچه سیاهه...

توی قاب خیس این پنجره‌هاعکسی از جمعهٔ غمگین می‌بینمچه سیاهه ...

توی قاب خیس این پنجره‌هاعکسی از جمعهٔ غمگین می‌بینمچه سیاهه ...

توی قاب خیس این پنجره هاعکسی از جمعه ی غمگین می بینمچه سیاهه...

غروب دلگیر جمعه....جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنهخنجر از پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط