{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی قاب خیس این پنجره ها

توی قاب خیس این پنجره ها
عکسی از جمعهء غمگین می بینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین می بینم
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد
کاش می بستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فریاد میکنه
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنه
خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
دیدگاه ها (۱)

نیایش شبانهای پروردگاری .. که سرشار از .....مهر و محبت و لطف...

سلام شنبه و اول هفته همگی پرازعشق و شادیامروزخاطرات طلاییف...

هر جمعه منزل "مادربزرگ" جمع میشدیمریز تا درشتاز همهمه ی زیاد...

یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زود رس نیست...

تکپارتی

#pain #P⁸⁷#season²عکسی که همه بهش خیره بودن بر میگرده به یک ...

Chapter Seven, S², Part ¹⁰وقتی که جیمین از اتاق خارج شد انگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط