{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هم نزدیک بودیم , آتش از لب هات می تابید

به هم نزدیک بودیم , آتش از لب هات می تابید
دلت میخواست لب های مرا , اما حیا کردی

من از خود نیمه ای را دیده بودم عاقل اما تو
مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی

امان از آخرین دیدار و وای از آخرین بوسه
لبت را و دلت را و مسیرت را جدا کردی...
دیدگاه ها (۲)

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

how much i love you so...

چندپارتی جیمین

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p45درست...به سمت همون جایی که نینا پشت پر...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

★彡   Part 24 彡★ الان باید چیکار میکردم؟فقط تونستم ریز لب هام...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط