امشب

امشب
از در دیگری #منتظرم
#نیامدنت را ...
میان هیاهوی خانه ای از واقعه خالی...
با گلی که در دستم ریشه کرده
و عطری به جامانده از هیچوقت
راستی ...
امشب از کدام سمت نمی آیی؟
دیدگاه ها (۱)

تــــــو شبیـــــهِ هیچڪســــے نبـــــودے!!!ڪـه مـــــن هـیچ...

چقدر خوشحال بود #شیطان ، وقتی #سیب را چیدم ، گمان کرد #فریب ...

هر کسی گاهی تو زندگیش حس میکنه که #باخته . این از ویژگی‌های ...

شعرها و عکس‌های باب میل‌اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا ! ...

My lady.....خونه غرق در سکوت بود،حتی خود دختر هم باورش نمیشد...

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟿"صدای دست و جیغ‌ها بالا می‌رود که چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط