(Start Again)
(Start Again)
Part14
بعد از اون روز نامجون با فرستادن گل هدیه چیزایی که لنا خوشش میاد یا هرچیز دیگه سعی میکرد لنا رو برگردونه ولی لنا همه رو پس میفرستاد که یه روز نامجون خودش رفت پیش لنا با یه دست گل بزرگ
+نامجون..بسه بسه دیگه نمیتونی قلب شکسته ی منو با گل و هدیه درست کنی میفهمی نمیتونی
نامجون حرفی نداشت نا امید شده بود قلبش شکسته بود پس بدون حرفی رفت
+ آه لعنتی خیلی تند باهاش حرف زدم داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد برداشتمش جیهوپ بود
+بله؟
×لنا..
صداش یه جوری بود دلشوره بدی گرفتم
+چیشده هوپی؟
×لنا نامجون تصادف کرده
احساس کردم دنیا دور سرم چرخید
+هوپی چط چطور الان کجاست؟
×بیمارستا...
سریع رفتم به سمت بیمارستان اعضا جلو در اتاق عمل بودن سریع رفتم پیش جیهوپ
+جیهوپ حالش حالش خوبه؟
×بشین الانه که بیهوش شی
لنا نشست
×هنوز دکتر نیومده بیرون باید صبر کنیم بیاد بیرون تا بفهمیم
منتظر بودیم همش تقصیر منه نباید باهاش اونجوری حرف میزدم اگه بلایی سرش بیاد چی همینجوری که با خودم حرف میزدم دکتر اومد بیرون سریع رفتم سمتش
+حالش چطوره؟
دک:حالش خوبه ولی شونه ش آسیب دیده و باید مراقبش باشی و یه پارکی روی پاش بود که اونم بخیه زدیم
+میشه ببینمش
دک:فعلا که بیهوشه ولی اگه بخواین میتونید برین ولی باهم نرین
شوگا:لنا تو برو ما میریم یکم وسایل بیارم
+باشه...ممنونم
اعضا رفتن منم رفتم پیش نامجون
کنارش نشستم به صورتش نگاه کردم باهش حرف میزدم
+نامی منو ببخش دلتو شکستم نباید باهات اونجوری حرف میزدم اگه بیدار شی قول میدم ببخشمت همینجوری باهاش حرف میزدم که دستی روی گونم حس کردم
#Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part14
بعد از اون روز نامجون با فرستادن گل هدیه چیزایی که لنا خوشش میاد یا هرچیز دیگه سعی میکرد لنا رو برگردونه ولی لنا همه رو پس میفرستاد که یه روز نامجون خودش رفت پیش لنا با یه دست گل بزرگ
+نامجون..بسه بسه دیگه نمیتونی قلب شکسته ی منو با گل و هدیه درست کنی میفهمی نمیتونی
نامجون حرفی نداشت نا امید شده بود قلبش شکسته بود پس بدون حرفی رفت
+ آه لعنتی خیلی تند باهاش حرف زدم داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد برداشتمش جیهوپ بود
+بله؟
×لنا..
صداش یه جوری بود دلشوره بدی گرفتم
+چیشده هوپی؟
×لنا نامجون تصادف کرده
احساس کردم دنیا دور سرم چرخید
+هوپی چط چطور الان کجاست؟
×بیمارستا...
سریع رفتم به سمت بیمارستان اعضا جلو در اتاق عمل بودن سریع رفتم پیش جیهوپ
+جیهوپ حالش حالش خوبه؟
×بشین الانه که بیهوش شی
لنا نشست
×هنوز دکتر نیومده بیرون باید صبر کنیم بیاد بیرون تا بفهمیم
منتظر بودیم همش تقصیر منه نباید باهاش اونجوری حرف میزدم اگه بلایی سرش بیاد چی همینجوری که با خودم حرف میزدم دکتر اومد بیرون سریع رفتم سمتش
+حالش چطوره؟
دک:حالش خوبه ولی شونه ش آسیب دیده و باید مراقبش باشی و یه پارکی روی پاش بود که اونم بخیه زدیم
+میشه ببینمش
دک:فعلا که بیهوشه ولی اگه بخواین میتونید برین ولی باهم نرین
شوگا:لنا تو برو ما میریم یکم وسایل بیارم
+باشه...ممنونم
اعضا رفتن منم رفتم پیش نامجون
کنارش نشستم به صورتش نگاه کردم باهش حرف میزدم
+نامی منو ببخش دلتو شکستم نباید باهات اونجوری حرف میزدم اگه بیدار شی قول میدم ببخشمت همینجوری باهاش حرف میزدم که دستی روی گونم حس کردم
#Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۸۷
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط