{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی د

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی دانستیم/حسرت رد شدن ثانیه های کوچک/فرصت محترمی بود و نمی دانستیم/عمر ما جمله به سر رفت و به قول سهراب/آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم
دیدگاه ها (۲۲)

گرچه آلوده دنیای غریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم، ...

شاب عربی و بنت فارسیه یحبون بعض اسم الشاب حمد و البنت ساناز ...

استغفرالله,وینه گلبی,,,,,, احذالی چان الحدامس,,,,,, والبارح...

باید از عشق بسازم غزلی قابل تو.غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل ...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒چند روز بعد، یونا بالاخره اجازه گرفت ...

CAPTURED IN PARIS

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

بالهای سرخ پارت ۴

پارت سوم شروعی دوباره

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط