{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلخوری به خدا گفتم:

با دلخوری به خدا گفتم:
درب آرزوهایم را قفل کردی...
کلید را هم پیش خودت نگه داشتی...
لبخندی زد و جواب داد:
همه عشقم این است که به هوای این کلید هم شده...
گاهی... به من سر می زنی...
دیدگاه ها (۵)

"متنی که برنده ی جایزه ی بهترین متن سال شد"گوش هایم را می گی...

خوشحالم یکی تو زندگیمه که همش نگرانمه همش به فکرمه با خندم م...

امروز تولدہ حضرت قاسم بودههیچ ڪس یادش نبودشرمندتم اقا جاڹ یت...

اشکهایت را با دست های خودت پاک کناینجا همه رهگذرند...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۴جونکوک کلید را محکم در دستش گرف...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

هتل ۴۰۴ p.3

🤍✨🌙 همین که خدا همه چیز رو می‌دونه، کافیه... 🌙✨🤍گاهی لازم نی...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بانو هان سال‌ها بود کنار یونا و برادر...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۷جونگکوک دستش را از روی دستگیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط