{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کمدت را باز کن و درونـش را خوب نگاه کن

در کمدت را باز کن و درونـش را خوب نگاه کن
می بینی؟
پر است از چیزهایی که روزی در سال های نه چندان دور
آرزوی داشتنشان را داشتی
بخاطرشان پاهایـت را به زمین کوبیدی
و شاید هم وسط خیابان پشت ویترین مغازه برایشان گریه کردی و با اصرار گفتی
" من این را می خواهـم! "
امّا حالا فقط دارند خاک میخورند
این عادت انگار شانه به شانه با ما بـزرگ شده
و جایی درونـمان ریشه دوانده است
حالا که بزرگتر شده ایم جای آن وسایل را
آدمـها گرفته اند
کسانی که روزی آرزوی داشتن و به دست آوردنشـان
خواب را از چشمانمان ربوده بود
و برای داشتنشـان
همان بی قراری ها و بی تابی های پشت ویترین مغازه
را می کردیم
حالا تهِ کمد خاطراتمان دارند خاک می خورند
اگر از من بپرسی می گویم
ما آدمـها موجودات خیلی عجیبی هستیم
محال هایمان که ممکن می شود
آرزوهایمان که تبدیل به واقعیت می شود
یادمان می رود همه چیـز را
خواهش درون چشم هایمان
جایش را به نگاه سر عادت می دهد
ما آدمـها دوست داشتن هایمـان سالهاست که دارد
ته این کمد تاریک عادتمـان فقط خاک می خورد ...🍂
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

P15چند دقیقه بعد، درهای عظیم عمارت باز شد.سه خودروی مشکی جلو...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

کار هر روزم شده بود...تمام ساعت فروشی های شهر را بارها و بار...

کار هر روزم شده بود...تمام ساعت فروشی های شهر را بارها و بار...

کار هر روزم شده بود...تمام ساعت فروشی های شهر را بارها و بار...

کار هر روزم شده بود...تمام ساعت فروشی های شهر را بارها و بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط