پرواز به سوی تو (●♡ part ۳۹♡)
پرواز به سوی تو (●♡ part ۳۹♡)
گفت باید طلاق بگیریم
بیبی سیتر : شوهرت از لحاظ جنسی فعاله؟ منظورم اینه هر وقت بهت نیاز داشته باشه سمتت میاد و باقی مدت باهات سرده؟ اگر اینطوره پدر بچه ت یه آدم عوضيه
: دخترم زندگیم طبق تجربه مردم ها تا خودشون نخوان چیزی بهت نمیگن ..
: اونی الکی تلاش نکن
ملکه شب :اوه اگر شوهرت نمیتونه راجب مسئله ای باهات راحت باشه بهتره سعی کنی توجهش رو جلب کنی و آروم آروم ازش بخوای تا مشکلش رو باهات درمیون بذاره قرار نیست همیشه اون پیش قدم باشه این بار تو سمتش برو نمیتونی باهاش بداخلاقی کنی و سرد رفتار کنی و توقع داشته باشی اون باهات درد و دل .کنه بهش نزدیک شو و توی اوج نیازش به تو از زیر زبونش حرف بکش با بابای روون موفق باشی
ملکه ی شب : اگر بابای روون رو دوست داری پس تمام تلاشت رو بکن وگرنه مردا لیاقت ندارن که دغدغه ی تو بشن حتی اگر پدر بچه ت باشن.
آیرین لپ تاب رو بست و پیشونیش رو روش گذاشت. باید چیکار میکرد؟
***
پیرهن سفیدی که دامنش نهایتاً تا زیر باسنش میرسید رو به تن کرد و بیخیال موهای نم دارش شد و ترجیح داد لوسیون بدنش رو بزنه و کمی با رژ لب و مداد چشم چهرهاش رو از بی روحی دربیاره اون عاشق لباس های بود و اینکه راضی شده بود محبوبترین پیرهن سفیدش رو که شبیه لباس خواب بود برای شام بپوشه یعنی داشت تمام تلاشش رو برای بهتر
شدن شرایط میکرد همونطور که موهای نم دارش رو بالا میبست پایین رفت اما وقتی آشپزخونه توی دیدریش قرار گرفت وا رفت! تهیونگ حتی منتظرش هم نمونده بود و همونطور سر پا مشغول خوردن نودل از توی در قابلمه بودددرست مثل کاری که هر پسر مجردی که سالها تنها زندگی کرده انجام میده! بی هیچ آدابی و به راحت ترین شکل ممکن! آیرین تمام برنامههای مسخره ای لحظاتی پیشش رو پس زد و اعتراض کرد
آیرین : یا کیم تهیونگ
تهیونگ که حالا کلاه حوله تن پوشش رو روی سرش انداخته بود به سمت آیرین چرخید با دیدنش توی اون پیرهن سفید که تقریبا اونو شبیه پریها کرده بود نتونست نودل آویزون از دهانش رو بالا بکشه اون لباس بیاندازه کوتاه و کم بود! تهیونگ باید هر لحظه مراقب چشمهایش باشه!
آیرین با اوقات تلخی در قابلمه رو از تهیونگ گرفت و وقتی میخواست ظرف غذا رو ،برداره اصلا حواسش نبود که قابلمه هنوز داغه درست مثل اتفاقی که ظهر افتاد اخی گفت و دستش رو عقب کشید.
گفت باید طلاق بگیریم
بیبی سیتر : شوهرت از لحاظ جنسی فعاله؟ منظورم اینه هر وقت بهت نیاز داشته باشه سمتت میاد و باقی مدت باهات سرده؟ اگر اینطوره پدر بچه ت یه آدم عوضيه
: دخترم زندگیم طبق تجربه مردم ها تا خودشون نخوان چیزی بهت نمیگن ..
: اونی الکی تلاش نکن
ملکه شب :اوه اگر شوهرت نمیتونه راجب مسئله ای باهات راحت باشه بهتره سعی کنی توجهش رو جلب کنی و آروم آروم ازش بخوای تا مشکلش رو باهات درمیون بذاره قرار نیست همیشه اون پیش قدم باشه این بار تو سمتش برو نمیتونی باهاش بداخلاقی کنی و سرد رفتار کنی و توقع داشته باشی اون باهات درد و دل .کنه بهش نزدیک شو و توی اوج نیازش به تو از زیر زبونش حرف بکش با بابای روون موفق باشی
ملکه ی شب : اگر بابای روون رو دوست داری پس تمام تلاشت رو بکن وگرنه مردا لیاقت ندارن که دغدغه ی تو بشن حتی اگر پدر بچه ت باشن.
آیرین لپ تاب رو بست و پیشونیش رو روش گذاشت. باید چیکار میکرد؟
***
پیرهن سفیدی که دامنش نهایتاً تا زیر باسنش میرسید رو به تن کرد و بیخیال موهای نم دارش شد و ترجیح داد لوسیون بدنش رو بزنه و کمی با رژ لب و مداد چشم چهرهاش رو از بی روحی دربیاره اون عاشق لباس های بود و اینکه راضی شده بود محبوبترین پیرهن سفیدش رو که شبیه لباس خواب بود برای شام بپوشه یعنی داشت تمام تلاشش رو برای بهتر
شدن شرایط میکرد همونطور که موهای نم دارش رو بالا میبست پایین رفت اما وقتی آشپزخونه توی دیدریش قرار گرفت وا رفت! تهیونگ حتی منتظرش هم نمونده بود و همونطور سر پا مشغول خوردن نودل از توی در قابلمه بودددرست مثل کاری که هر پسر مجردی که سالها تنها زندگی کرده انجام میده! بی هیچ آدابی و به راحت ترین شکل ممکن! آیرین تمام برنامههای مسخره ای لحظاتی پیشش رو پس زد و اعتراض کرد
آیرین : یا کیم تهیونگ
تهیونگ که حالا کلاه حوله تن پوشش رو روی سرش انداخته بود به سمت آیرین چرخید با دیدنش توی اون پیرهن سفید که تقریبا اونو شبیه پریها کرده بود نتونست نودل آویزون از دهانش رو بالا بکشه اون لباس بیاندازه کوتاه و کم بود! تهیونگ باید هر لحظه مراقب چشمهایش باشه!
آیرین با اوقات تلخی در قابلمه رو از تهیونگ گرفت و وقتی میخواست ظرف غذا رو ،برداره اصلا حواسش نبود که قابلمه هنوز داغه درست مثل اتفاقی که ظهر افتاد اخی گفت و دستش رو عقب کشید.
- ۱۶.۹k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط