{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دفتر خاطراتم

کاش دفتر خاطراتم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سرِ دلتنگی
به رویش دست میکشیدم

تو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!
دیدگاه ها (۲)

?آدما "عادت" میکنند به بودنها ؛ خندیدن ها ، خوش گذراندن کنار...

دلم گرفته است ....نه اینکه کسی کاری کردهباشد ، نه .... منآنق...

?بعدها ...وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی...

دلتنگی‌ام را می‌بخشم وقتی تو را در خواب دارم حتی اگر دور از ...

ای کاش هر وقت دلتنگ عزیزای از دست رفتمون میشیم لا اقل میو...

My best friend

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط