{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست بقلمبردم تا برایتان حرف ها بزنم

دست بـﮧ قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم

اما نشد ...

خواستم از "دردم" بگویم

دیدم دردِ شما ، خودِ (( من )) م ...

خواستم از "بـﮯ کسـﮯ" ام حرف بزنم

دیدم 「تنها」 تر از شما در عالم نیست

خواستم بگویم "دلم از روزگار گرفتـﮧ"

دیدم خودم در 「خون بـﮧ دل」 کردنِ شما کم نگذاشتـﮧ ام ...

قلم کم آورد ...

بـﮧ راستـﮯ کـﮧ وسعت (( مظلومیت )) شما قابل اندازه گیرے نیست

اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۳)

شعر قشنگیه برای شادی روحم کمی غزل لطفادلم پر از غم و درد اس...

امروز ....جارو برداشته ام افتاده ام به جان دلمو دلم را حسابی...

ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ...ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ...

دل را شراره غم تو پر شرار کردداغ تو قلب خسته‌دلان، داغدار کر...

فیک هدف

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟖پلکام کم کم داشت گرم میشد.از سرما میلرزید...

P³زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تهمینطور داشت منو می‌بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط