{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدری داشت روزنامه میخوند پسرش گفت: بابا بیا بازی! پدرکه ح

پدری داشت روزنامه میخوند پسرش گفت: بابا بیا بازی! پدرکه حوصله بازی نداشت یک تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیابود رو تیکه تیکه کرد وگفت فرض کن پازله درستش کن! چند دقیقه بعد پسر درستش کرد پدر باتعجب پرسید: توکه نقشه دنیارو بلدنیستی چطور درستش کردی؟ پسر گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم دنیا خودش درست شد...!!

***********************
دیدگاه ها (۱)

اینم یه جور ش دیگه

اشتباه ترین حرف دنیاگر خواهی رسوا نشوی. ...

لطفا دقت کنیدهرکی تونست ببینمش نظر بدهواین است آدمیت ...

وحشت از عشق كه نه، ترسم از فاصله هاستوحشت از غصه كه نه، ترسم...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

رمان جونگ کوک

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏شب آروم‌آروم روی شهر سایه انداخته بود.داخل ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

#theheartofsea #nineteenthpart#Minsung❌️به خاطرتکمیل شون گپ ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط