{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 70
بابا: مدارک رو اماده میکنم از یه ماه دیگه شرکت رو میدم بهت
جنیور: بابا مگه قرار نبود بعد دانشگاهم باز نشسته شی
بابا: دیگه میخوام استراحت کنم
جنیور: اوکی ولی یه شرت داره
بابا: شرتت چیه
جنیور: تا یه سال به شرک هر روز سر بزن
بابا: باشه
جنیور: کاری نداری
بابا: نه میتونی بری
جنیور: خداحافظ
از شرکت اومدم بیرون رفتم سمت بار زهنم مشغول بود هی سوال(از کاری که میکنی مطمئنی) تو مغزم إکو میشود رسیدم بار خیلی وقت بود که به اینجا نیومدم خیلی وقت بود شراب نخورده بودم رفتم روی میز نشتم و شراب سفارش دادم بعد نیم ساعت شیشه رو تموم کردم مست شده بودمو چیزی رو نمی فهمیدم که خوارم برد بیدار شدم به ساعت نگاه کردم سه صبح رو نشون میداد بلند شدمو رفتم خونه وقتی وارد خونه شدم صدایی نمیومد این به این معنی بود که سوزومه خواب رفتم اتاقمو یه دوش نیم ساعت گرفتمو اومدم بیرون رفتم اشپزخونه و اب ولرم رو با عسل مخلوط کردمو خوردم بعد صبحونه درست داشتم میخوردم که سوزومه اومد پایین
سوزومه: سلام
جنیور: سلام
سوزومه: خودت صبحونه اماده کردی
جنیور: اوم
سوزومه: مامان گفته امروز بریم خونه
جنیور: ساعت چند
سوزومه: گفت بعد صبحونه بیایین
ویو سوزومه
با صدای گوشی بیدار شدم سرم درد میکرد به صفحه گوشی نگاه کردم مامان بود
سوزومه: نزارین برای یه بارم که شده اخر هفته بخوابم
گوشی رو برداشتم
مامان: الو سوزی
سوزومه: بله مامان
مامان: خواب بودی
سوزومه: اره به لطف شما بیدار شدم
مامان: اینارو ولش منو بابات تصمیم گرفتیم
سوزومه: چه تصمیمی
مامان: میخوایم باز نشسته شیم
سوزومه: وات؟ باز نشسته؟
مامان: اره و تو قرار از این به بعد شرکت رو به عهده بگیری
سوزومه: چی؟ من؟ مامان حالت خوبه. من؟ اخه من چیزی از شرکت میدونم کت الان بیام شرکت رو بگردونم
مامان: از ری کمک بگیر تو اول و اخر باید صاحب شرکت بشی
سوزومه: مامان دست بردار ری خودش سرش شلوغ
مامان: سوزی بهانه نیار
سوزومه: اوکی حداقل تا یکی دوسال دستت باشه تا من تو شرکت ری کاراموزی کنم
مامان: اوکی دو سال دیگه میری دانشگاه اون موقع کنارگیری میکنم ولی الان شرکت رو به نامت میکنم
سوزومه: اوکی کار دیگه ای نداری
مامان: چرا امروز بعد صبحونه بیا خونه با جنیور کارتون دارم
سوزومه: اوم باشه بعد صبحونه میام
مامان: خداحافظ (قط کرد)
زنگ زدم ری
ری: الو سوزی
سوزومه: ری کجایی
ری: دارم میرم شرکت
سوزومه: اخر هفته؟
ری: یکم کار دارم چطور
سوزومه: میخوام بیام کاراموزیت
ری: چی
دیدگاه ها (۱)

part 71سوزومه: میخوام تو شرکتت کاراموزی کنم ری: برای چی سوزو...

part 72سوزومه: اوم خب برین سر اصل مطلب مامان: میخوام ازدواج ...

part 69دستم رو رو دستش گذاشتمو شروع کردی به رقصیدن بعد رقص ج...

part 68نمیزارم به خوت صدمه بزنی یه لیوان دیگه واسه خودم ریخت...

رمان امگا کوچولوی من پارت 1 ویو یونگی با آلارم گوشی از خواب ...

ستاره دنباله دار پارت:۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط