{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 69
دستم رو رو دستش گذاشتمو شروع کردی به رقصیدن
بعد رقص جای قبلیمون نشستیمو دوباره شروع کردم به شراب
ویو ری
سوزومه دیگه داشت مست میشد
ری: سوزی بسه دیگه نخور
سوزومه: هی ری ول کن فردا اخر هفتست بزار یکم خوش بگذرونم توکه کنارم هستی
دوباره شروع کرد به خوردن بعد نیم ساعت دیگه کاملا مست بود
سوزومه:ری وقتی به حرفای جنیورفک میکنم احساس خفگی میکنم (مست)
ری: زیاد درگیرش نشو
سوزومه: نمیتونم خودمو با جنیور تو رابطه تصور کنم (مست)
ری: پاشو بریم دوباره شروع کردی به چرت گفتن
سوزومه: نمیخوام بزار یکم دیگه بخورم
رفتم سمتشو لیوان شراب رو از دستش گرفتمو گذاشتم روی میز و براید استایل بغلش کردمو رفتم سمت در خروجی وقتی از در خارج شدم ماشینمو دیدم رفتم سمتشو سوار شدم به راننده گفتم اول بره خونه سوزی بعد برگردیم خونه
راه افتادیم بعد ده مین رسیدم خونه سوزومه کیفش رو برداشتمو از داخلش کلید خونه رو گرفتم از ماشین پیاده شدم و زه سمت در کنار سوزومه رفتمو سوزومه رو براید استایل بغل کردمو بردمش خونش تاریک بود این به این معناس که جنیور خونه نیست رفتم اتاقش و روی تخت خوابوندمشو ملافه کشیدم روش و از خونه زدم بیرون رفتم خونه و خوابیدم
ویو جنیور
بعد جروبحث با سوزومه از خونه زدم بیرون رفتم کلاب نزدیکی خونه، دلم میخواست یکم اروم شم نیم ساعت اونجا نشستمو رفتم شرکت و سمت تاق بابامرفتم با در زدن و اجازه وارد شدم
جنیور: سلام
بابا: سلام پسرم بیا بشین
جنیور: ممنون
بابا: چیزی شده
جنیور: اوم....... میخوام ازدواج کنم
بابا: چرا یهویی........ حالا کی هست
جنیور:سوزومه
بابا: چی پسرم مطمئنی؟
جنیور: اوم بهش اعتراف کردم گفت که دلش میخواد در حد خواهر برادر باشیم
بابا: میخوای چیکار کنی
جنیور: با مامانش صحبت کن اینجوری به سود شما هم هست که فرزند دو شرکت ازدواج کنه
بابا: جنیور مطمعنی که میخوای به اجبار ازدواج کنی
جنیور: اوم
بابا: نمیخوای صبر کنی فک نمیکنی داره عجله میکنی
جنیور: از تصمیمم مطمعنم
بابا: اوکی شب رفتم خونه با مامانش صحبت میکنم
جنیور: ممنون
بابا: جنیور من میخوام بازنشسته بشم
جنیور: چیی
دیدگاه ها (۱)

part 70بابا: مدارک رو اماده میکنم از یه ماه دیگه شرکت رو مید...

part 71سوزومه: میخوام تو شرکتت کاراموزی کنم ری: برای چی سوزو...

part 68نمیزارم به خوت صدمه بزنی یه لیوان دیگه واسه خودم ریخت...

part 67تاریکینمیتون برادر کسی که عاشقشه باشه ری: پس بهت اعتر...

وحشی پارت 10+۱۸پرش به صبح روز بعد:تهیونگ: ات قشنگم بیدارشو ا...

پارت هفتم #گنگستر مهربونوقتی مطمئن شدم که رزی رفت داخل کلاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط