{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگیِ من آرام می گذشت . . . .

زندگیِ من آرام می گذشت . . . .
اتفاقی نمی افتاد . . . .
تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد . . . .
بی صدا آفتابی شد . . . .
و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید . . . .
آری سکوت . . . .
سکوتی که مشحونِ تحمل هاست . . . .
سکوتی که از دنیا بریده است . . . .
کاش نبود . . . .
اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند . . . .
آی . . . .
آی سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی . . . .
نمی خواهم . . . .
محبت نمی خواهم . . . .
آی صدای آشنا . . . .
بد آمدی . . . .
چند روزی جرقه زدی رفتی . . . .
تماشای تو وقت می خواست . . . .
گوشِ من پاسخی ندید . . . .
دلم می خواهد صدایت را بشنوم . . . .
همین . . . .
دیدگاه ها (۲۵)

کاش هفت ساله بودم , روی نیمکت چوبی می نشستم . . . . مداد سوس...

خدایا . . . . گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیرد ...

من اون روانیم که میره بد رو اعصاب , بیا ببین بدون تو سگ شدم ...

سلام دوستای گلم . . . . خوبید؟ ببخشید اگه چند روز جواب کامنت...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

آرام آرام آمدی و بر کویر دلم ریشه دواندی وبا باران محبتت زخم...

#شعر_معاصر 🍂به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتمبه دل امید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط